congenators

[ایالات متحده]/kənˈdʒenətəz/
[بریتانیا]/kənˈdʒenətərz/

ترجمه

n. جمع congenator؛ یخچال یا دستگاه یخ‌زنی

عبارات و ترکیب‌ها

fellow congenators

هم‌تولدان

dear congenators

گرامی‌های هم‌تولد

congenators united

هم‌تولدان یک‌دست

my congenators

هم‌تولدان من

congenators worldwide

هم‌تولدان جهانی

all congenators

هم‌تولدان همه

congenators arise

هم‌تولدان بیایید

congenators assembled

هم‌تولدان جمع شده‌اند

congenators assemble

هم‌تولدان جمع شوید

our congenators

هم‌تولدان ما

جملات نمونه

she always makes a decision after careful consideration.

او همیشه پس از فکر کردن دقت کرده تصمیم می گیرد.

let's take a break and enjoy some coffee.

بیایید استراحت کنیم و چایی بنویسیم.

the children do their homework every evening.

کودکان هر شب تکالیف خود را انجام می دهند.

i usually have a shower before breakfast.

من معمولاً قبل از صبحانه دوش می گیرم.

they go shopping on weekends.

آنها در ایام ایتیم خرید می کنند.

please pay attention to the teacher.

لطفاً به معلم توجه کنید.

the meeting will take place in the conference room.

جلسه در اتاق کنفرانس برگزار خواهد شد.

he makes progress every day.

او هر روز پیشرفت می کند.

you should keep in mind the important deadlines.

شما باید به دستورالعمل های مهم توجه داشته باشید.

they fell in love at first sight.

آنها از نگاه اول عاشق شدند.

my doctor advised me to give up smoking.

دکتر من به من توصیه کرد که از سیگار کشیدن دست کشی کنم.

we need to keep a secret between us.

ما باید یکسری اسرار بین ما حفظ کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید