congregating

[ایالات متحده]/ˈkɒŋɡrɪɡeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑːŋɡrɪɡeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جمع آوری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

congregating crowds

گرد هم جمع شدن جمعیت

congregating groups

گرد هم جمع شدن گروه ها

congregating together

همراه با هم گرد هم جمع شدن

congregating places

مکان های گرد هم جمع شدن

congregating events

رویدادهای گرد هم جمع شدن

congregating areas

مناطق گرد هم جمع شدن

congregating communities

گرد هم جمع شدن جوامع

congregating families

گرد هم جمع شدن خانواده ها

congregating students

گرد هم جمع شدن دانش آموزان

congregating attendees

گرد هم جمع شدن شرکت کنندگان

جملات نمونه

the students are congregating in the cafeteria for lunch.

دانشجویان برای صرف ناهار در食堂 جمع شده اند.

people are congregating outside the concert hall.

افراد در خارج از تالار کنسرت جمع شده اند.

birds are congregating on the power lines at dusk.

پرندگان در هنگام غروب خورشید روی خطوط برق جمع می شوند.

the community is congregating to discuss the new park project.

جامعه برای بحث در مورد پروژه پارک جدید جمع شده است.

fans are congregating outside the stadium before the game.

هواداران قبل از بازی در خارج از استادیوم جمع می شوند.

neighbors are congregating for the annual block party.

همسایگان برای مهمانی سالانه بلوک جمع می شوند.

protesters are congregating to voice their concerns.

معترضان برای بیان نگرانی های خود جمع شده اند.

students are congregating in the library for study sessions.

دانشجویان برای جلسات مطالعه در کتابخانه جمع می شوند.

families are congregating at the park for a picnic.

خانواده ها برای پیک نیک در پارک جمع می شوند.

volunteers are congregating to help with the charity event.

داوطلبان برای کمک به رویداد خیریه جمع می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید