congregatings

[ایالات متحده]/ˈkɒŋɡrɪɡeɪtɪŋz/
[بریتانیا]/ˈkɑːŋɡrɪɡeɪtɪŋz/

ترجمه

vt. جمع کردن
vi. جمع شدن
adj. جمع شده

عبارات و ترکیب‌ها

congregatings together

هم‌نشینی با یکدیگر

congregatings of people

هم‌نشینی مردم

congregatings for worship

هم‌نشینی برای عبادت

congregatings at events

هم‌نشینی در رویدادها

congregatings in groups

هم‌نشینی در گروه‌ها

congregatings for meetings

هم‌نشینی برای جلسات

congregatings of families

هم‌نشینی خانواده‌ها

congregatings in churches

هم‌نشینی در کلیساها

congregatings for support

هم‌نشینی برای حمایت

congregatings on weekends

هم‌نشینی در آخر هفته‌ها

جملات نمونه

people are congregating in the park for the festival.

افراد در پارک برای جشنواره گردهم جمع شده اند.

families are congregating at the beach for a picnic.

خانواده ها برای پیک نیک در ساحل گردهم جمع شده اند.

students are congregating in the library to study.

دانشجویان برای مطالعه در کتابخانه گردهم جمع شده اند.

protesters are congregating outside the government building.

معترضان در خارج از ساختمان دولتی گردهم جمع شده اند.

fans are congregating at the stadium for the concert.

هواداران برای کنسرت در استادیوم گردهم جمع شده اند.

neighbors are congregating for a community meeting.

همسایه ها برای جلسه محلی گردهم جمع شده اند.

birds are congregating in the trees at dusk.

پرندگان در غروب آفتاب در درختان گردهم جمع شده اند.

volunteers are congregating to help with the cleanup.

داوطلبان برای کمک به پاکسازی گردهم جمع شده اند.

children are congregating around the storyteller.

کودکان در اطراف تعریف کننده داستان گردهم جمع شده اند.

participants are congregating for the charity run.

شرکت کنندگان برای مسابقه خیریه گردهم جمع شده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید