subjugatable

[ایالات متحده]//ˈsʌb.dʒʊ.ɡə.tə.bəl//
[بریتانیا]//ˈsʌb.dʒʊ.ɡə.tə.bəl//

ترجمه

adj. قابل شدن زیر کنترل یا حکومت؛ قابل شدن تابع یا بندگی.

عبارات و ترکیب‌ها

subjugatable peoples

مردم قابل فتح

easily subjugatable

قابل فتح بودن

not subjugatable

ناممکن فتح

جملات نمونه

the dictator believed the entire population was easily subjugatable through fear.

دiktاتور باور داشت که کل جمعیت راحت‌ترین راه برای فرمانروایی از طریق страх است.

strategists argued that the hostile region was not subjugatable without significant troop surges.

استراتژیست‌ها می‌گفتند که منطقه دشمن‌گرد نمی‌تواند بدون افزایش قابل توجه نیروها فرمانروایی شود.

historians debate whether the ancient empire considered the northern tribes subjugatable.

تاریخ‌دان‌ها درباره اینکه امپراتوری باستانی قبلاً قبایل شمالی را فرمانروایی می‌کرد یا خیر بحث می‌کنند.

the new ai algorithm was designed to identify which data sets were subjugatable to predictive modeling.

الگوریتم جدید هوش مصنوعی برای شناسایی مجموعه‌های داده‌ای طراحی شد که قابل فرمانروایی برای مدل‌سازی پیش‌بینی هستند.

in the novel, the alien race found humanity surprisingly difficult to keep subjugatable.

در رمان، نسل خارق‌العاده انسانیت را به طور شگفت‌آوری دشوار پیدا کرد تا فرمانروایی کند.

the ceo viewed every competitor as a potentially subjugatable entity in the market.

سر مدیرعامل هر رقبا را به عنوان یک موجود قابل فرمانروایی در بازار دید.

critics argue that labeling certain groups as inherently subjugatable is morally reprehensible.

انتقادات می‌گویند که برچسب گذاری گروه‌های خاص به عنوان فرمانروایی ذاتی اخلاقاً ناپسند است.

the psychology of cults often involves making members feel emotionally subjugatable.

روان‌شناسی گروه‌های مذهبی اغلب شامل ایجاد احساس فرمانروایی عاطفی در اعضاء است.

from a military perspective, the fortress was deemed subjugatable within a week.

از نظر نظامی، قلعه در یک هفته قابل فرمانروایی در نظر گرفته شد.

the conquering army sought to determine which city-states were subjugatable without a fight.

نیروی فاتح به دنبال تعیین این بود که کدام شهر‌های مستقل قابل فرمانروایی بدون جنگ هستند.

advanced technology rendered the enemy's defenses completely subjugatable in mere hours.

فناوری پیشرفته دفاع دشمن را در چند ساعت به طور کامل قابل فرمانروایی کرد.

the king aimed to turn the rebellious provinces into subjugatable territories through harsh laws.

پادشاه هدف داشت تا از طریق قوانین سخت‌گیرانه، استان‌های بغاوت‌خواه را به مناطق قابل فرمانروایی تبدیل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید