conscripting

[ایالات متحده]/kənˈskrɪptɪŋ/
[بریتانیا]/kənˈskrɪptɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ثبت‌نام کسی در خدمت نظامی

عبارات و ترکیب‌ها

conscripting soldiers

کسب سرباز

conscripting forces

کسب نیروها

conscripting volunteers

کسب داوطلبان

conscripting manpower

کسب نیروی انسانی

conscripting civilians

کسب غیرنظامیان

conscripting troops

کسب سربازان

conscripting workers

کسب کارگران

conscripting resources

کسب منابع

conscripting aid

کسب کمک

conscripting support

کسب حمایت

جملات نمونه

the government is conscripting young men for military service.

دولت مردان جوان را برای خدمت نظامی به خدمت می‌گیرد.

conscripting soldiers is a common practice during wartime.

به خدمت گرفتن سربازان یک عمل رایج در زمان جنگ است.

many countries are conscripting volunteers to support their armies.

بسیاری از کشورها داوطلبان را برای حمایت از ارتش خود به خدمت می‌گیرند.

conscripting individuals can lead to public protests.

به خدمت گرفتن افراد می‌تواند منجر به اعتراضات عمومی شود.

he was conscripting his friends to help with the project.

او دوستان خود را برای کمک به پروژه به خدمت می‌گرفت.

they are conscripting resources for the upcoming event.

آنها منابع را برای رویداد آینده به خدمت می‌گیرند.

conscripting talent is essential for the success of the initiative.

به خدمت گرفتن استعداد برای موفقیت طرح ضروری است.

the city is conscripting volunteers for disaster relief efforts.

شهروندان داوطلب را برای کمک به آسیب‌دیدگان بلایا به خدمت می‌گیرد.

conscripting support from the community can enhance the project.

به خدمت گرفتن حمایت از جامعه می‌تواند طرح را ارتقا دهد.

they discussed the challenges of conscripting new members.

آنها در مورد چالش‌های به خدمت گرفتن اعضای جدید بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید