consistences

[ایالات متحده]/kənˈsɪstənsɪz/
[بریتانیا]/kənˈsɪstənsɪz/

ترجمه

n. کیفیت پایداری یا یکنواختی؛ درجه ضخامت یا ویسکوزیته؛ حالت جامد یا محکم بودن؛ کیفیت حفظ همان اصول یا اقدامات

عبارات و ترکیب‌ها

consistences matter

همه‌گی به هم مرتبط هستند

check consistences

بررسی همخوانی

ensure consistences

اطمینان از همخوانی

consistences vary

همخوانی متفاوت است

evaluate consistences

ارزیابی همخوانی

consistences observed

مشاهده همخوانی

report consistences

گزارش همخوانی

test consistences

آزمایش همخوانی

identify consistences

شناسایی همخوانی

document consistences

مستندسازی همخوانی

جملات نمونه

the consistences of the data were analyzed thoroughly.

اطلاعات مربوط به داده‌ها به طور کامل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

there are consistences in his behavior over the years.

رفتار او در طول سال‌ها همبستگی‌هایی داشته است.

we need to ensure the consistences of our quality standards.

ما باید از یکنواختی استانداردهای کیفیت خود اطمینان حاصل کنیم.

the consistences between the two reports are striking.

همبستگی بین دو گزارش چشمگیر است.

maintaining consistences in branding is crucial for success.

حفظ یکنواختی در برندسازی برای موفقیت بسیار مهم است.

there are consistences in the findings of various studies.

در یافته‌های مطالعات مختلف همبستگی‌هایی وجود دارد.

his arguments showed consistences throughout the debate.

استدلال‌های او در طول بحث همبستگی نشان دادند.

the consistences of the ingredients are key to the recipe.

همبستگی مواد اولیه برای دستور العمل ضروری است.

we must check for consistences in our procedures.

ما باید از یکنواختی رویه‌های خود بررسی کنیم.

there were consistences in the patterns of behavior observed.

در الگوهای رفتاری مشاهده شده همبستگی‌هایی وجود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید