business consociates
همکاران تجاری
trusted consociates
همکاران مورد اعتماد
legal consociates
همکاران حقوقی
professional consociates
همکاران حرفهای
financial consociates
همکاران مالی
strategic consociates
همکاران استراتژیک
local consociates
همکاران محلی
international consociates
همکاران بینالمللی
key consociates
همکاران کلیدی
network consociates
همکاران شبکه
he consociates with various environmental groups.
او با گروه های مختلف زیست محیطی همکاری می کند.
many scientists consociate to tackle climate change.
بسیاری از دانشمندان برای مقابله با تغییرات آب و هوایی همکاری می کنند.
she consociates with her colleagues for the project.
او با همکاران خود برای پروژه همکاری می کند.
they often consociate for community service activities.
آنها اغلب برای فعالیت های خدمات اجتماعی همکاری می کنند.
consociates in the industry are discussing new regulations.
همکاران در صنعت در مورد مقررات جدید بحث می کنند.
the organization consociates with local businesses to promote sustainability.
سازمان با کسب و کارهای محلی برای ترویج پایداری همکاری می کند.
he consociates with experts to improve his skills.
او با متخصصان برای بهبود مهارت های خود همکاری می کند.
they consociate frequently to share research findings.
آنها به طور مکرر برای به اشتراک گذاشتن یافته های تحقیقاتی همکاری می کنند.
consociates from different fields bring diverse perspectives.
همکاران از زمینه های مختلف دیدگاه های متنوعی ارائه می دهند.
the team consociates with international partners for the initiative.
تیم با شرکای بین المللی برای این طرح همکاری می کند.
business consociates
همکاران تجاری
trusted consociates
همکاران مورد اعتماد
legal consociates
همکاران حقوقی
professional consociates
همکاران حرفهای
financial consociates
همکاران مالی
strategic consociates
همکاران استراتژیک
local consociates
همکاران محلی
international consociates
همکاران بینالمللی
key consociates
همکاران کلیدی
network consociates
همکاران شبکه
he consociates with various environmental groups.
او با گروه های مختلف زیست محیطی همکاری می کند.
many scientists consociate to tackle climate change.
بسیاری از دانشمندان برای مقابله با تغییرات آب و هوایی همکاری می کنند.
she consociates with her colleagues for the project.
او با همکاران خود برای پروژه همکاری می کند.
they often consociate for community service activities.
آنها اغلب برای فعالیت های خدمات اجتماعی همکاری می کنند.
consociates in the industry are discussing new regulations.
همکاران در صنعت در مورد مقررات جدید بحث می کنند.
the organization consociates with local businesses to promote sustainability.
سازمان با کسب و کارهای محلی برای ترویج پایداری همکاری می کند.
he consociates with experts to improve his skills.
او با متخصصان برای بهبود مهارت های خود همکاری می کند.
they consociate frequently to share research findings.
آنها به طور مکرر برای به اشتراک گذاشتن یافته های تحقیقاتی همکاری می کنند.
consociates from different fields bring diverse perspectives.
همکاران از زمینه های مختلف دیدگاه های متنوعی ارائه می دهند.
the team consociates with international partners for the initiative.
تیم با شرکای بین المللی برای این طرح همکاری می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید