rivals

[ایالات متحده]/ˈraɪvəlz/
[بریتانیا]/ˈraɪvəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رقباء؛ رقبای
v. رقابت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fierce rivals

رقبای سرسخت

business rivals

رقبای تجاری

arch rivals

رقبای دیرینه

local rivals

رقبای محلی

historical rivals

رقبای تاریخی

rivals clash

درگیری بین رقیبان

rivals compete

رقابت بین رقیبان

top rivals

برترین رقیبان

rivals emerge

ظهور رقیبان

rivals unite

اتحاد رقیبان

جملات نمونه

they have been rivals since childhood.

آنها از دوران کودکی رقیب یکدیگر بوده‌اند.

our company faces strong rivals in the market.

شرکت ما با رقبای قدرتمند در بازار روبرو است.

the two athletes are fierce rivals.

دو ورزشکار رقبای سرسخت یکدیگر هستند.

rivals often push each other to improve.

رقبا اغلب یکدیگر را به سمت بهبود سوق می‌دهند.

she respects her rivals but wants to win.

او به رقبای خود احترام می‌گذارد اما می‌خواهد برنده شود.

rivals can sometimes become friends.

رقبا گاهی اوقات می‌توانند به دوست تبدیل شوند.

he studied his rivals' strategies closely.

او به دقت استراتژی‌های رقبای خود را مطالعه کرد.

rivals often create a thrilling competition.

رقبا اغلب یک مسابقه هیجان‌انگیز ایجاد می‌کنند.

in business, rivals can be both a threat and an opportunity.

در کسب و کار، رقبای می‌توانند هم تهدید و هم فرصت باشند.

the rivals faced off in the championship game.

رقبا در بازی قهرمانی با یکدیگر روبرو شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید