consorts

[ایالات متحده]/ˈkɒnsɔːts/
[بریتانیا]/ˈkɑːnˌsɔrts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. همسران (جمع همدم)؛ گروهی از موسیقی‌دانان که موسیقی کلاسیک اجرا می‌کنند؛ مجموعه‌ای از سازهای کلاسیک؛ با هم
v. همراهی کردن؛ مرتبط بودن؛ هم‌خوانی کردن؛ هماهنگ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

royal consorts

همسران سلطنتی

noble consorts

همسران اشرافی

imperial consorts

همسران امپراتوری

official consorts

همسران رسمی

consorts court

حرمسرا

consorts role

نقش همسران

consorts title

عنوان همسران

consorts duties

وظایف همسران

consorts lineage

تبار همسران

consorts privileges

مزایای همسران

جملات نمونه

he often travels with his consorts.

او اغلب با همراهانش سفر می‌کند.

the king and his consorts attended the ceremony.

شاه و همراهانش در مراسم شرکت کردند.

she is one of the consorts of the emperor.

او یکی از همراهان امپراتور است.

consorts play a significant role in royal families.

همراهان نقش مهمی در خانواده‌های سلطنتی ایفا می‌کنند.

he treats all his consorts with respect.

او با احترام با همه همراهانش رفتار می‌کند.

the consorts were elegantly dressed for the event.

همراهان به شایستگی برای این رویداد لباس پوشیده بودند.

in ancient times, kings had many consorts.

در زمان‌های قدیم، پادشاهان همراهان زیادی داشتند.

her consorts often accompany her to social gatherings.

همراهانش اغلب او را به گردهمایی‌های اجتماعی همراهی می‌کنند.

the consorts shared their experiences during the meeting.

همراهان تجربیات خود را در طول جلسه به اشتراک گذاشتند.

he is known for his charming consorts.

او به خاطر همراهان جذابش شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید