royal consorts
همسران سلطنتی
noble consorts
همسران اشرافی
imperial consorts
همسران امپراتوری
official consorts
همسران رسمی
consorts court
حرمسرا
consorts role
نقش همسران
consorts title
عنوان همسران
consorts duties
وظایف همسران
consorts lineage
تبار همسران
consorts privileges
مزایای همسران
he often travels with his consorts.
او اغلب با همراهانش سفر میکند.
the king and his consorts attended the ceremony.
شاه و همراهانش در مراسم شرکت کردند.
she is one of the consorts of the emperor.
او یکی از همراهان امپراتور است.
consorts play a significant role in royal families.
همراهان نقش مهمی در خانوادههای سلطنتی ایفا میکنند.
he treats all his consorts with respect.
او با احترام با همه همراهانش رفتار میکند.
the consorts were elegantly dressed for the event.
همراهان به شایستگی برای این رویداد لباس پوشیده بودند.
in ancient times, kings had many consorts.
در زمانهای قدیم، پادشاهان همراهان زیادی داشتند.
her consorts often accompany her to social gatherings.
همراهانش اغلب او را به گردهماییهای اجتماعی همراهی میکنند.
the consorts shared their experiences during the meeting.
همراهان تجربیات خود را در طول جلسه به اشتراک گذاشتند.
he is known for his charming consorts.
او به خاطر همراهان جذابش شناخته شده است.
royal consorts
همسران سلطنتی
noble consorts
همسران اشرافی
imperial consorts
همسران امپراتوری
official consorts
همسران رسمی
consorts court
حرمسرا
consorts role
نقش همسران
consorts title
عنوان همسران
consorts duties
وظایف همسران
consorts lineage
تبار همسران
consorts privileges
مزایای همسران
he often travels with his consorts.
او اغلب با همراهانش سفر میکند.
the king and his consorts attended the ceremony.
شاه و همراهانش در مراسم شرکت کردند.
she is one of the consorts of the emperor.
او یکی از همراهان امپراتور است.
consorts play a significant role in royal families.
همراهان نقش مهمی در خانوادههای سلطنتی ایفا میکنند.
he treats all his consorts with respect.
او با احترام با همه همراهانش رفتار میکند.
the consorts were elegantly dressed for the event.
همراهان به شایستگی برای این رویداد لباس پوشیده بودند.
in ancient times, kings had many consorts.
در زمانهای قدیم، پادشاهان همراهان زیادی داشتند.
her consorts often accompany her to social gatherings.
همراهانش اغلب او را به گردهماییهای اجتماعی همراهی میکنند.
the consorts shared their experiences during the meeting.
همراهان تجربیات خود را در طول جلسه به اشتراک گذاشتند.
he is known for his charming consorts.
او به خاطر همراهان جذابش شناخته شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید