constabularies

[ایالات متحده]/kənˈstæbjʊləriz/
[بریتانیا]/kənˈstæbjəˌlɛriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(جمع) نیروهای پلیس در یک ناحیه یا کشور خاص

عبارات و ترکیب‌ها

local constabularies

نگهبانان محلی

constabularies report

گزارش نگهبانان

constabularies network

شبکه نگهبانان

constabularies authority

اختیارات نگهبانان

constabularies cooperation

همکاری نگهبانان

constabularies officers

سرهنگان نگهبان

constabularies operations

عملیات نگهبانان

constabularies force

نیروی نگهبانان

constabularies services

خدمات نگهبانان

constabularies duties

وظایف نگهبانان

جملات نمونه

the constabularies are responsible for maintaining public order.

وظیفه حفظ نظم عمومی بر عهده پلیس‌ها است.

many constabularies are adopting new technologies for policing.

بسیاری از پلیس‌ها در حال به‌کارگیری فناوری‌های جدید برای اجرای قانون هستند.

constabularies often collaborate with local communities.

پلیس‌ها اغلب با جوامع محلی همکاری می‌کنند.

the constabularies have increased patrols in the area.

پلیس‌ها گشت‌زنی خود را در این منطقه افزایش داده‌اند.

constabularies play a vital role in crime prevention.

پلیس‌ها نقش مهمی در پیشگیری از جرم و جنایت ایفا می‌کنند.

local constabularies are facing budget cuts this year.

پلیس‌های محلی امسال با کاهش بودجه مواجه هستند.

constabularies provide training for new recruits.

پلیس‌ها آموزش‌های لازم را برای نیروهای جدید فراهم می‌کنند.

many constabularies have community outreach programs.

بسیاری از پلیس‌ها برنامه‌های ارتباط با جامعه دارند.

constabularies work closely with emergency services.

پلیس‌ها به طور نزدیک با خدمات اورژانس همکاری می‌کنند.

constabularies are essential for ensuring public safety.

پلیس‌ها برای اطمینان از ایمنی عمومی ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید