cops

[ایالات متحده]/kɒps/
[بریتانیا]/kɑps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصطلاح غیررسمی برای افسران پلیس

عبارات و ترکیب‌ها

cops and robbers

پولیس و دزد

cops on duty

پولیس در حالت آماده باش

cops in blue

پولیس‌های یونیفرم آبی

cops at work

پولیس در حال کار

cops and doughnuts

پولیس و دونات

bad cops

پولیس‌های بد

good cops

پولیس‌های خوب

cops vs robbers

پولیس در برابر دزد

cops on patrol

گشت زنی توسط پلیس

cops in action

پولیس در عمل

جملات نمونه

the cops arrived at the scene quickly.

שוטران به سرعت در صحنه حاضر شدند.

many people trust the cops to keep them safe.

بسیاری از مردم به پلیس اعتماد دارند تا آنها را در امنیت نگه دارد.

the cops are investigating the robbery.

پلیس سرقت را بررسی می کند.

she called the cops when she heard the noise.

وقتی صدای آن را شنید، پلیس را صدا کرد.

the cops have a tough job to do.

پلیس کار سختی دارد.

he was arrested by the cops last night.

او شب گذشته توسط پلیس دستگیر شد.

the cops are patrolling the neighborhood.

پلیس در حال گشت زنی در محله است.

she thanked the cops for their help.

او از پلیس برای کمکشان تشکر کرد.

the cops took statements from witnesses.

پلیس اظهارات شاهدان را گرفت.

he has friends who are cops.

او دوستانی دارد که پلیس هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید