construed as
به عنوان تفسیر شده
construed to mean
به معنای تفسیر شده
construed in context
در متن تفسیر شده
construed broadly
به طور گسترده تفسیر شده
construed literally
به طور تحت اللفظی تفسیر شده
construed negatively
به طور منفی تفسیر شده
construed positively
به طور مثبت تفسیر شده
construed incorrectly
به طور نادرست تفسیر شده
construed differently
به طور متفاوت تفسیر شده
construed narrowly
به طور محدود تفسیر شده
the law can be construed in various ways.
قانون را میتوان به روشهای مختلف تفسیر کرد.
her silence was construed as agreement.
سکوت او به عنوان موافقت تلقی شد.
the statement can be construed as a threat.
این اظهارات را میتوان به عنوان یک تهدید تفسیر کرد.
his actions were construed to be disrespectful.
عمل او به عنوان بیاحترامی تلقی شد.
the results can be construed to support the hypothesis.
نتایج را میتوان به گونهای تفسیر کرد که از فرضیه حمایت کند.
it was construed that he was not interested.
اینطور استنباط شد که او علاقهای ندارد.
her comments were construed in a negative light.
نظرات او به روشی منفی تلقی شد.
his remarks were construed as a personal attack.
اظهارات او به عنوان یک حمله شخصی تلقی شد.
the policy can be construed to favor certain groups.
میتوان سیاست را به گونهای تفسیر کرد که به نفع گروههای خاصی باشد.
the decision was construed as a lack of confidence.
تصمیم به عنوان فقدان اعتماد تلقی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید