conceived idea
ایده مطرح شده
conceived plan
برنامه مطرح شده
conceived notion
دیدگاه مطرح شده
conceived project
پروژه مطرح شده
conceived theory
نظریه مطرح شده
conceived vision
چشم انداز مطرح شده
conceived concept
مفهوم مطرح شده
conceived solution
راه حل مطرح شده
conceived work
کار مطرح شده
conceived story
داستان مطرح شده
she conceived a brilliant idea for the project.
او ایدهٔ درخشانی برای پروژه مطرح کرد.
the novel was conceived during his travels.
رمان در طول سفرش متصور شد.
they conceived a plan to improve community services.
آنها طرحی برای بهبود خدمات اجتماعی ارائه کردند.
the artist conceived a unique style of painting.
هنرمند سبکی منحصر به فرد از نقاشی را متصور شد.
he conceived the idea while brainstorming with his team.
او این ایده را در حین بارش فکری با تیم خود مطرح کرد.
the concept was conceived to address environmental issues.
این مفهوم برای رسیدگی به مسائل زیست محیطی طراحی شد.
she conceived a new approach to teaching.
او یک رویکرد جدید برای آموزش متصور شد.
they conceived the project as a way to foster innovation.
آنها پروژه را به عنوان راهی برای تقویت نوآوری متصور شدند.
the film was conceived as a tribute to classic cinema.
فیلم به عنوان ادای احترام به سینمای کلاسیک متصور شد.
he conceived a vision for the future of technology.
او چشماندازی برای آینده فناوری متصور شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید