consular

[ایالات متحده]/'kɔnsjulə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به کنسول; مرتبط با کنسول; در مورد کنسول.

عبارات و ترکیب‌ها

consular officer

مسئول کنسولی

consular services

خدمات کنسولی

consular protection

حمایت کنسولی

consular mission

ماموریت کنسولی

consular affairs

امور کنسولی

consular invoice

صورتحساب کنسولی

جملات نمونه

While a YES answer does not automatically signify ineligibility for a visa, if you answered YES you may be required to personally appear before a consular officer.

در حالی که پاسخ مثبت به طور خودکار به معنای عدم واجد شرایط بودن برای ویزا نیست، اگر پاسخ شما مثبت بوده است، ممکن است از شما خواسته شود که شخصاً در حضور یک افسر کنسولی حضور یابید.

نمونه‌های واقعی

American travellers are urged to register with consular authorities on a travel registration website.

توصیه می‌شود مسافران آمریکایی در یک وب‌سایت ثبت‌نام سفر با مقامات کنسولی ثبت‌نام کنند.

منبع: BBC Listening Collection August 2013

The rendering of consular services is a essential part of the function of an embassy.

ارائه خدمات کنسولی بخشی ضروری از عملکرد یک سفارت است.

منبع: Listen to this 3 Advanced English Listening

They have been denied consular access to the Swedish diplomats in Pyongyang who represent American interests.

دسترسی کنسولی به دیپلمات‌های سوئدی در پیونگ‌یانگ که نماینده منافع آمریکا هستند، از آنها سلب شده است.

منبع: NPR News Summary May 2018 Collection

The embassy has issued a CRBA, a consular report birth abroad, which certifies her as a U.S. citizen.

سفارت یک CRBA، گزارش تولد کنسولی در خارج از کشور صادر کرده است که نشان می‌دهد او یک شهروند آمریکایی است.

منبع: VOA Standard August 2015 Collection

But many American banks will accept taxpayer identification numbers and consular ID cards, which can be obtained irrespective of immigration status.

اما بسیاری از بانک‌های آمریکایی شماره‌های شناسایی مالیات‌دهندگان و کارت‌های شناسایی کنسولی را می‌پذیرند که می‌توان آنها را صرف نظر از وضعیت مهاجرتی به دست آورد.

منبع: The Economist (Summary)

So he's a consular official in the Russian embassy there?

پس او یک مقام کنسولی در سفارت روسیه آنجاست؟

منبع: Homeland Season 5

In front of the consular service, he was a servile servant at their service.

در مقابل خدمات کنسولی، او یک خادم مطیع در خدمت آنها بود.

منبع: Pan Pan

However, Galba resisted her advances and instead she turned to the wealthy, older consular

با این حال، گالبا در برابر پیشرفت‌های او مقاومت کرد و به جای آن به یک کنسول ثروتمند و مسن‌تر روی آورد.

منبع: Character Profile

These include to date 217 individuals and entities sanctioned, six diplomatic and consular facilities closed and 60 spies removed from American soil.

اینها شامل 217 نفر و نهاد مجاز تا کنون، بستن شش تأسیسات دیپلماتیک و کنسولی و خروج 60 جاسوس از خاک آمریکا است.

منبع: NPR News August 2018 Compilation

Consular officers do not have the right to ask during visa interviews whether a woman is pregnant or plans to become so.

مقامات کنسولی حق ندارند در مصاحبه‌های اخذ ویزا از یک زن بپرسند که آیا باردار است یا قصد دارد باردار شود.

منبع: VOA Slow English - America

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید