contagions

[ایالات متحده]/kənˈteɪdʒənz/
[بریتانیا]/kənˈteɪdʒənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل گسترش بیماری از طریق تماس؛ وضعیت عفونی بودن؛ فساد اخلاقی یا تأثیر فسادآور

عبارات و ترکیب‌ها

prevent contagions

جلوگیری از انتقال

spread contagions

گسترش انتقال

contain contagions

مهار انتقال

identify contagions

تشخیص انتقال

transmit contagions

انتقال انتقال

combat contagions

مقابله با انتقال

monitor contagions

نظارت بر انتقال

report contagions

گزارش انتقال

track contagions

ردیابی انتقال

control contagions

کنترل انتقال

جملات نمونه

contagions can spread rapidly in crowded places.

واسطه‌ها می‌توانند به سرعت در مکان‌های شلوغ گسترش یابند.

health officials are monitoring potential contagions.

مقامات بهداشت در حال نظارت بر واسطه‌های بالقوه هستند.

vaccination helps prevent the spread of contagions.

واکسیناسیون به جلوگیری از گسترش واستا کمک می‌کند.

understanding contagions is crucial for public health.

درک واستا برای سلامت عمومی بسیار مهم است.

contagions can be transmitted through direct contact.

واسطه‌ها می‌توانند از طریق تماس مستقیم منتقل شوند.

wearing masks can reduce the risk of contagions.

استفاده از ماسک می‌تواند خطر ابتلا به واستا را کاهش دهد.

contagions often lead to outbreaks in communities.

واسطه‌ها اغلب منجر به شیوع در جوامع می‌شوند.

research is ongoing to identify new contagions.

تحقیقات برای شناسایی واستا‌های جدید ادامه دارد.

good hygiene practices help control contagions.

بهداشت خوب به کنترل واستا کمک می‌کند.

public awareness is essential to combat contagions.

آگاهی عمومی برای مقابله با واستا ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید