contender

[ایالات متحده]/kənˈtendə/
[بریتانیا]/kən'tɛndɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (قهرمان) رقیب; رقبتی.

عبارات و ترکیب‌ها

top contender

نامزد برتر

strong contender

نامزد قدرتمند

main contender

نامزد اصلی

serious contender

نامزد جدی

leading contender

نامزد پیشرو

جملات نمونه

Serena Williams is a strong contender for the tennis championship.

سرنا ویلیامز یک مدعی قوی برای قهرمانی تنیس است.

The young singer is a rising contender in the music industry.

خواننده جوان یک مدعی در حال ظهور در صنعت موسیقی است.

The team has emerged as a serious contender for the title this season.

تیم به عنوان یک مدعی جدی برای کسب عنوان در این فصل ظاهر شده است.

He is considered a top contender for the leadership position.

او به عنوان یک مدعی برتر برای سمت رهبری در نظر گرفته می شود.

The company is a strong contender in the market due to its innovative products.

شرکت به دلیل محصولات نوآورانه خود یک مدعی قوی در بازار است.

She is a serious contender for the role of team captain.

او یک مدعی جدی برای سمت کاپیتان تیم است.

The contender impressed the judges with his performance in the competition.

مدعی با عملکرد خود در مسابقه داوران را تحت تاثیر قرار داد.

The political party emerged as a strong contender in the election.

حزب سیاسی به عنوان یک مدعی قوی در انتخابات ظاهر شد.

The young boxer is a promising contender in the boxing world.

بوکسور جوان یک مدعی امیدوارکننده در دنیای بوکس است.

The team has proven to be a formidable contender in the championship.

تیم ثابت کرده است که یک مدعی قدرتمند در مسابقات قهرمانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید