rival

[ایالات متحده]/ˈraɪvl/
[بریتانیا]/ˈraɪvl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رقیب
vt. رقابت کردن با، برابر شدن با

عبارات و ترکیب‌ها

business rival

رقبای تجاری

arch rival

رقبای سرسخت

rival firms

شرکت‌های رقیب

جملات نمونه

assassinate a rival's character.

ترور شخصیت یک رقیب

a clash of rival socialist philosophies.

یک تضاد در فلسفه های سوسیالیستی رقیب.

rival companies; rival products; rival teams; rival schools.

شرکت‌های رقیب؛ محصولات رقیب؛ تیم‌های رقیب؛ مدارس رقیب

his nearest rival in the javelin.

نزدیک‌ترین رقیب او در پرتاب وزنه.

the efficiency of the Bavarians rivals that of the Viennese.

کارایی باوارایی‌ها با کارایی وین‌نشینان برابری می‌کند.

leave one's rivals nowhere

رقیبان را در هیچ جایی قرار ندهید

We outbid our rivals at the auction.

ما رقبای خود را در حراج پشت سر گذاشتیم.

rival factions within the party

جناح‌های رقیب درون حزب

a gang fight between two rival teenage gangs

یک درگیری باند بین دو گروه نوجوان رقیب

his rivals don't stand a chance.

رقیبان شانسی ندارند.

Don't gloat over your rival's misfortune.

به بدبختی رقیبتان خوشی نکنید.

the company spotted a crack in their rival's defences.

شرکت متوجه یک شکاف در دفاع رقیب شد.

their rivals were foiled by the weather.

رقبای آنها به دلیل آب و هوا ناکام شدند.

jumped the team and signed with a rival club.

از تیم جدا شد و با یک باشگاه رقیب قرارداد امضا کرد.

he has no serious rival for the job.

او هیچ رقیب جدی برای این شغل ندارد.

she has no rivals as a female rock singer.

او به عنوان یک خواننده راک زن رقیبی ندارد.

his rival withdrew from the race on the second lap.

رقیب او در دور دوم از مسابقه انصراف داد.

They whaled their rivals 20 to 0.

آنها با نتیجه 20 به 0 بر رقیبان خود غلبه کردند.

نمونه‌های واقعی

You're barely there, let alone my romantic rival.

شما حتی وجود ندارید، چه برسد به اینکه رقیب عاشقانه‌ی من باشید.

منبع: Super Girl Season 2 S02

The North Korea has remained their rival.

کره شمالی همچنان رقیب آنها باقی مانده است.

منبع: CNN Selected March 2016 Collection

Follow their example and hire their rivals, too.

از آنها پیروی کنید و رقبای آنها را هم استخدام کنید.

منبع: The Economist (Summary)

Electricity as a harnessed power has no rival.

برق به عنوان یک منبع انرژی مهار شده، هیچ رقیبی ندارد.

منبع: Discovery documentary "Understanding Electricity"

Hey, wait. Why does grandpa have a rival?

هی، صبر کن. چرا پدربزرگ رقیبی دارد؟

منبع: Modern Family - Season 07

By 1970, Sears was considered untouchable by it's rivals.

تا سال 1970، سئرز توسط رقبای خود غیرقابل دسترس تلقی می شد.

منبع: CNN 10 Student English October 2018 Collection

And that's coming from one of Lyla's rivals.

و این از یکی از رقبای لیلا می آید.

منبع: CNN 10 Student English March 2023 Collection

John Sturgis, the man she chose and your romantic rival.

جان استرجیس، مردی که او انتخاب کرد و رقیب عاشقانه‌ی شما.

منبع: Young Sheldon - Season 1

A new study has warned that India's air pollution now rivals China's.

یک مطالعه جدید هشدار داده است که آلودگی هوا در هند اکنون با چین برابری می کند.

منبع: BBC Listening Compilation February 2017

From the 90s, Mario competes against Sonic, the mascot of Sega, Nintendo's main rival.

از دهه 90، ماریو با سونیک رقابت می کند، نماد سیگا، رقیب اصلی نینتندو.

منبع: Cross-dimensional character story

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید