business rival
رقبای تجاری
arch rival
رقبای سرسخت
rival firms
شرکتهای رقیب
assassinate a rival's character.
ترور شخصیت یک رقیب
a clash of rival socialist philosophies.
یک تضاد در فلسفه های سوسیالیستی رقیب.
rival companies; rival products; rival teams; rival schools.
شرکتهای رقیب؛ محصولات رقیب؛ تیمهای رقیب؛ مدارس رقیب
his nearest rival in the javelin.
نزدیکترین رقیب او در پرتاب وزنه.
the efficiency of the Bavarians rivals that of the Viennese.
کارایی باواراییها با کارایی ویننشینان برابری میکند.
leave one's rivals nowhere
رقیبان را در هیچ جایی قرار ندهید
We outbid our rivals at the auction.
ما رقبای خود را در حراج پشت سر گذاشتیم.
rival factions within the party
جناحهای رقیب درون حزب
a gang fight between two rival teenage gangs
یک درگیری باند بین دو گروه نوجوان رقیب
his rivals don't stand a chance.
رقیبان شانسی ندارند.
Don't gloat over your rival's misfortune.
به بدبختی رقیبتان خوشی نکنید.
the company spotted a crack in their rival's defences.
شرکت متوجه یک شکاف در دفاع رقیب شد.
their rivals were foiled by the weather.
رقبای آنها به دلیل آب و هوا ناکام شدند.
jumped the team and signed with a rival club.
از تیم جدا شد و با یک باشگاه رقیب قرارداد امضا کرد.
he has no serious rival for the job.
او هیچ رقیب جدی برای این شغل ندارد.
she has no rivals as a female rock singer.
او به عنوان یک خواننده راک زن رقیبی ندارد.
his rival withdrew from the race on the second lap.
رقیب او در دور دوم از مسابقه انصراف داد.
They whaled their rivals 20 to 0.
آنها با نتیجه 20 به 0 بر رقیبان خود غلبه کردند.
You're barely there, let alone my romantic rival.
شما حتی وجود ندارید، چه برسد به اینکه رقیب عاشقانهی من باشید.
منبع: Super Girl Season 2 S02The North Korea has remained their rival.
کره شمالی همچنان رقیب آنها باقی مانده است.
منبع: CNN Selected March 2016 CollectionFollow their example and hire their rivals, too.
از آنها پیروی کنید و رقبای آنها را هم استخدام کنید.
منبع: The Economist (Summary)Electricity as a harnessed power has no rival.
برق به عنوان یک منبع انرژی مهار شده، هیچ رقیبی ندارد.
منبع: Discovery documentary "Understanding Electricity"Hey, wait. Why does grandpa have a rival?
هی، صبر کن. چرا پدربزرگ رقیبی دارد؟
منبع: Modern Family - Season 07By 1970, Sears was considered untouchable by it's rivals.
تا سال 1970، سئرز توسط رقبای خود غیرقابل دسترس تلقی می شد.
منبع: CNN 10 Student English October 2018 CollectionAnd that's coming from one of Lyla's rivals.
و این از یکی از رقبای لیلا می آید.
منبع: CNN 10 Student English March 2023 CollectionJohn Sturgis, the man she chose and your romantic rival.
جان استرجیس، مردی که او انتخاب کرد و رقیب عاشقانهی شما.
منبع: Young Sheldon - Season 1A new study has warned that India's air pollution now rivals China's.
یک مطالعه جدید هشدار داده است که آلودگی هوا در هند اکنون با چین برابری می کند.
منبع: BBC Listening Compilation February 2017From the 90s, Mario competes against Sonic, the mascot of Sega, Nintendo's main rival.
از دهه 90، ماریو با سونیک رقابت می کند، نماد سیگا، رقیب اصلی نینتندو.
منبع: Cross-dimensional character storyلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید