contestees

[ایالات متحده]/ˌkɒn.tesˈtiː/
[بریتانیا]/ˌkɑːn.tesˈtiː/

ترجمه

n. نامزدی که توسط دیگر شرکت‌کنندگان به چالش کشیده شده است؛ نامزدی که صلاحیت او مورد سوال قرار گرفته است

عبارات و ترکیب‌ها

contestee selection

انتخاب شرکت‌کنندگان

contestee feedback

بازخورد شرکت‌کنندگان

contestee registration

ثبت‌نام شرکت‌کنندگان

contestee performance

عملکرد شرکت‌کنندگان

contestee eligibility

شرایط احراز صلاحیت شرکت‌کنندگان

contestee rights

حقوق شرکت‌کنندگان

contestee rules

قوانین شرکت‌کنندگان

contestee support

حمایت از شرکت‌کنندگان

contestee details

جزئیات شرکت‌کنندگان

contestee awards

جوایز شرکت‌کنندگان

جملات نمونه

the contestee showed great skill in the competition.

شرکت‌کننده مهارت‌های چشمگیری در مسابقه نشان داد.

each contestee must submit their entry by the deadline.

هر شرکت‌کننده باید اثر خود را تا مهلت مقرر ارسال کند.

the contestee received praise for their innovative approach.

شرکت‌کننده به دلیل رویکرد نوآورانه خود مورد تحسین قرار گرفت.

as a contestee, you must adhere to the rules.

به عنوان یک شرکت‌کننده، شما باید به قوانین پایبند باشید.

the contestee's performance impressed the judges.

عملکرد شرکت‌کننده داوران را تحت تأثیر قرار داد.

there were many contestees from different backgrounds.

شرکت‌کنندگان زیادی از پیشینه‌های مختلف وجود داشتند.

being a contestee can be both exciting and stressful.

شرکت‌کننده بودن می‌تواند هم هیجان‌انگیز و هم استرس‌زا باشد.

the contestee must demonstrate their talents on stage.

شرکت‌کننده باید استعدادهای خود را روی صحنه به نمایش بگذارد.

the contestee worked hard to prepare for the event.

شرکت‌کننده سخت برای آمادگی برای رویداد تلاش کرد.

the contestee received feedback to improve their skills.

شرکت‌کننده بازخورد دریافت کرد تا مهارت‌های خود را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید