contributory factor
عامل موثر
contributory negligence
تقصیر مشارکتی
contributory pension scheme
طرح بازنشستگی مشارکتی
smoking may be a contributory cause of lung cancer.
دود کشیدن ممکن است یکی از علل اصلی سرطان ریه باشد.
Poor organization was certainly a contributory factor to the crisis.
کمبود سازماندهی قطعاً یک عامل مؤثر در بحران بود.
The court made a finding of contributory negligence.
دادگاه در مورد تقصیر مسئولانه مشروط به یافتهای رسید.
The plaintiff was guilty of contributory negligence for failing to wear a crash helmet.
خواهان به دلیل عدم استفاده از کلاه ایمنی، مرتکب تقصیر مسئولانه مشروط شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید