conversance

[ایالات متحده]/kənˈvɜːsəns/
[بریتانیا]/kənˈvɜr.səns/

ترجمه

n. آشنایی، تسلط؛ آشنایی، مهارت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

conversance with

آشنایی با

conversance in

آشنایی در

conversance about

آشنایی درباره

conversance on

آشنایی با

conversance among

آشنایی در میان

conversance through

آشنایی از طریق

conversance regarding

آشنایی در مورد

conversance across

آشنایی در سراسر

conversance towards

آشنایی به سمت

جملات نمونه

her conversance with the local culture made her an invaluable guide.

آشنایی او با فرهنگ محلی او را به یک راهنمای بسیار ارزشمند تبدیل کرد.

he showed great conversance in the subject during the discussion.

او در طول بحث، تسلط زیادی در این موضوع نشان داد.

conversance with different languages can enhance your career opportunities.

آشنایی با زبان‌های مختلف می‌تواند فرصت‌های شغلی شما را افزایش دهد.

her conversance in technology helped her secure the job.

آشنایی او با فناوری به او کمک کرد تا این شغل را بدست آورد.

his conversance with legal matters made him a trusted advisor.

آشنایی او با مسائل حقوقی او را به یک مشاور مورد اعتماد تبدیل کرد.

they appreciated her conversance with the historical context of the artwork.

آنها از آشنایی او با زمینه تاریخی اثر هنری قدردانی کردند.

to be effective in this role, you need conversance with current trends.

برای مؤثر بودن در این نقش، شما به آشنایی با روندها نیاز دارید.

his conversance with the software was evident during the presentation.

تسلط او بر نرم‌افزار در طول ارائه آشکار بود.

she has a deep conversance with classical literature.

او با ادبیات کلاسیک آشنایی عمیقی دارد.

her conversance with various cuisines made her an excellent chef.

آشنایی او با انواع غذاها او را به یک سرآشپز عالی تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید