conversances

[ایالات متحده]/ˌkɒnvəˈseɪnsɪz/
[بریتانیا]/ˌkɑnvərˈseɪnsɪz/

ترجمه

n. تسلط یا آشنایی در یک موضوع یا حوزه

عبارات و ترکیب‌ها

social conversances

گفتگوهای اجتماعی

cultural conversances

گفتگوهای فرهنگی

business conversances

گفتگوهای تجاری

casual conversances

گفتگوهای غیررسمی

diplomatic conversances

گفتگوهای دیپلماتیک

formal conversances

گفتگوهای رسمی

intellectual conversances

گفتگوهای فکری

friendly conversances

گفتگوهای دوستانه

private conversances

گفتگوهای خصوصی

informal conversances

گفتگوهای غیررسمی

جملات نمونه

his conversances with experts helped him gain valuable insights.

گفتگوهای او با متخصصان به او کمک کرد تا بینش‌های ارزشمندی به دست آورد.

the conversances we had during the conference were enlightening.

گفتگوهایی که در طول کنفرانس داشتیم روشنگر بود.

she is known for her engaging conversances on various topics.

او به خاطر گفتگوهای جذابش در مورد موضوعات مختلف شناخته شده است.

they often have conversances about their favorite books.

آنها اغلب در مورد کتاب های مورد علاقه خود گفتگو می کنند.

his conversances with the community helped bridge the gap.

گفتگوهای او با جامعه به پر کردن شکاف کمک کرد.

we should have more conversances about climate change.

ما باید گفتگوهای بیشتری در مورد تغییرات آب و هوایی داشته باشیم.

her conversances in class encourage student participation.

گفتگوهای او در کلاس باعث تشویق مشارکت دانش آموزان می شود.

they enjoyed long conversances over coffee.

آنها از گفتگوهای طولانی در کنار قهوه لذت بردند.

his conversances with clients improved their satisfaction.

گفتگوهای او با مشتریان باعث بهبود رضایت آنها شد.

we had meaningful conversances about our future plans.

ما گفتگوهای معناداری در مورد برنامه های آینده خود داشتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید