convocation was by 1327 no longer confusable with parliament.
گردهمایی دیگر قابل اشتباه گرفتن با پارلمان نبود.
They regretted agreeing to the convocation of that meeting.
آنها از موافقت با برگزاری آن جلسه پشیمان بودند.
We declared ourselves for the immediate convocation of the meeting.
ما خود را طرفدار برگزاری فوری آن جلسه اعلام کردیم.
attend a convocation ceremony
در مراسم تحویل شرکت کنید
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید