cooperativenesses

[ایالات متحده]/kəʊˈɒp.ə.tɪv.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/koʊˈɑː.pər.ə.tɪv.nəs.ɪz/

ترجمه

n. ویژگی همکاری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

high cooperativenesses

همکاری‌های زیاد

team cooperativenesses

همکاری‌های تیمی

mutual cooperativenesses

همکاری متقابل

effective cooperativenesses

همکاری‌های مؤثر

increased cooperativenesses

همکاری‌های افزایش یافته

strong cooperativenesses

همکاری‌های قوی

social cooperativenesses

همکاری‌های اجتماعی

group cooperativenesses

همکاری‌های گروهی

positive cooperativenesses

همکاری‌های مثبت

collaborative cooperativenesses

همکاری‌های مشارکتی

جملات نمونه

her cooperativenesses made the project run smoothly.

همکاری او باعث شد پروژه روان پیش برود.

in a team, cooperativenesses are essential for success.

در یک تیم، همکاری برای موفقیت ضروری است.

we need to encourage cooperativenesses among all members.

ما باید همکاری را در بین همه اعضا تشویق کنیم.

his cooperativenesses helped resolve the conflict quickly.

همکاری او به حل سریع درگیری کمک کرد.

cooperativenesses can lead to better communication.

همکاری می‌تواند منجر به برقراری ارتباط بهتر شود.

fostering cooperativenesses in the workplace is vital.

پرورش همکاری در محیط کار حیاتی است.

her cooperativenesses were appreciated by the entire team.

همکاری او توسط کل تیم مورد قدردانی قرار گرفت.

cooperativenesses among students enhance their learning experience.

همکاری بین دانش آموزان باعث بهبود تجربه یادگیری آنها می شود.

his cooperativenesses were crucial during the negotiations.

همکاری او در طول مذاکرات بسیار مهم بود.

building cooperativenesses is key to a harmonious environment.

ایجاد همکاری کلید یک محیط هماهنگ است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید