copecks

[ایالات متحده]/ˈkɒpɛk/
[بریتانیا]/ˈkɑːpɛk/

ترجمه

n. یک سکه کوچک مسی در روسیه، یک واحد پول؛ یک واحد پول قدیمی در روسیه و اتحاد جماهیر شوروی

عبارات و ترکیب‌ها

one copeck

یک کوپک

two copecks

دو کوپک

three copecks

سه کوپک

copeck coin

سکه کوپک

copeck value

ارزش کوپک

copeck exchange

تبادل کوپک

copeck price

قیمت کوپک

copeck notes

یادداشت‌های کوپک

copeck system

سیستم کوپک

copeck rate

نرخ کوپک

جملات نمونه

he found a copeck on the ground.

او یک کوپک روی زمین پیدا کرد.

she saved every copeck for her dream vacation.

او برای تعطیلات رویایی خود هر کوپکی را پس انداز کرد.

the price of the book is just a few copecks.

قیمت کتاب فقط چند کوپک است.

he spent his last copeck on a cup of coffee.

او آخرین کوپک خود را برای یک فنجان قهوه خرج کرد.

every copeck counts when you're on a budget.

وقتی بودجه دارید، هر کوپکی مهم است.

she gave him a copeck for his help.

او به خاطر کمکش به او یک کوپک داد.

they collected copecks to donate to charity.

آنها کوپک جمع کردند تا به خیریه کمک کنند.

the old man reminisced about the days when a copeck had value.

مرد پیر به روزهایی فکر کرد که یک کوپک ارزش داشت.

he was proud to have saved up a whole copeck.

او به داشتن یک کوپک پس انداز شده افتخار کرد.

she found a copeck in her pocket while doing laundry.

او در حین شستن لباس ها یک کوپک در جیب خود پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید