coppering

[ایالات متحده]/ˈkɒpərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑːpərɪŋ/

ترجمه

n. فرآیند پوشاندن یا پوشش دادن با مس؛ پوشش مسی

عبارات و ترکیب‌ها

coppering process

فرآیند روکش‌کاری

coppering technique

تکنیک روکش‌کاری

coppering method

روش روکش‌کاری

coppering layer

لایه روکش‌کاری

coppering solution

محلول روکش‌کاری

coppering finish

پوشش روکش‌کاری

coppering agent

عامل روکش‌کاری

coppering bath

حمام روکش‌کاری

coppering application

کاربرد روکش‌کاری

coppering wire

سیم روکش‌کاری شده

جملات نمونه

coppering is essential for electrical conductivity.

ورق‌کاری برای رسانایی الکتریکی ضروری است.

the process of coppering can enhance the metal's durability.

فرآیند ورق‌کاری می‌تواند دوام فلز را افزایش دهد.

many artists use coppering techniques in their sculptures.

بسیاری از هنرمندان از تکنیک‌های ورق‌کاری در مجسمه‌های خود استفاده می‌کنند.

coppering is often applied to improve corrosion resistance.

ورق‌کاری اغلب برای بهبود مقاومت در برابر خوردگی استفاده می‌شود.

the coppering of pipes helps prevent leaks.

ورق‌کاری لوله‌ها به جلوگیری از نشت کمک می‌کند.

she learned about coppering during her metalworking class.

او در کلاس آهنگری خود در مورد ورق‌کاری یاد گرفت.

coppering can be a complicated process without proper tools.

ورق‌کاری بدون ابزارهای مناسب می‌تواند یک فرآیند پیچیده باشد.

they decided to use coppering for the new electrical installations.

آنها تصمیم گرفتند از ورق‌کاری برای نصب‌های الکتریکی جدید استفاده کنند.

understanding the principles of coppering is crucial for engineers.

درک اصول ورق‌کاری برای مهندسان بسیار مهم است.

the museum displayed artifacts with beautiful coppering finishes.

موزه مصنوعاتی با روکش‌های زیبای ورق‌کاری را به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید