copp it
بگیر آن
copp a feel
احساس کن
copp out
اجتناب کن
copp some
کمی بگیر
copp a squat
اسکوات بگیر
copp the lot
همه را بگیر
copp a break
استراحت کن
copp a deal
معامله کن
copp a ticket
بلیط بگیر
copp a ride
سوار شو
he decided to copp some trees for his new project.
او تصمیم گرفت تا برای پروژه جدید خود چند درخت را قطع کند.
they plan to copp the hedges in the spring.
آنها قصد دارند در بهار بوته ها را قطع کنند.
copping the old branches will help the tree grow better.
قطع شاخه های قدیمی به رشد بهتر درخت کمک می کند.
she learned how to copp willow for basket weaving.
او یاد گرفت که چگونه درخت ویلو را برای بافت سبد قطع کند.
it's important to copp responsibly to maintain the ecosystem.
برای حفظ اکوسیستم، قطع مسئولانه مهم است.
after copp, the forest will regenerate quickly.
پس از قطع، جنگل به سرعت بازسازی می شود.
the gardener suggested to copp the shrubs to promote new growth.
باغبانی پیشنهاد کرد تا برای ترویج رشد جدید، بوته ها را قطع کنند.
they used a technique called coppicing to manage the woodland.
آنها از یک تکنیک به نام 'کوپینگ' برای مدیریت جنگل استفاده کردند.
copping can lead to healthier plants and better yields.
قطع می تواند منجر به گیاهان سالم تر و عملکرد بهتر شود.
he learned to copp in a sustainable way to protect wildlife.
او یاد گرفت که چگونه به طور پایدار قطع کند تا از حیات وحش محافظت کند.
copp it
بگیر آن
copp a feel
احساس کن
copp out
اجتناب کن
copp some
کمی بگیر
copp a squat
اسکوات بگیر
copp the lot
همه را بگیر
copp a break
استراحت کن
copp a deal
معامله کن
copp a ticket
بلیط بگیر
copp a ride
سوار شو
he decided to copp some trees for his new project.
او تصمیم گرفت تا برای پروژه جدید خود چند درخت را قطع کند.
they plan to copp the hedges in the spring.
آنها قصد دارند در بهار بوته ها را قطع کنند.
copping the old branches will help the tree grow better.
قطع شاخه های قدیمی به رشد بهتر درخت کمک می کند.
she learned how to copp willow for basket weaving.
او یاد گرفت که چگونه درخت ویلو را برای بافت سبد قطع کند.
it's important to copp responsibly to maintain the ecosystem.
برای حفظ اکوسیستم، قطع مسئولانه مهم است.
after copp, the forest will regenerate quickly.
پس از قطع، جنگل به سرعت بازسازی می شود.
the gardener suggested to copp the shrubs to promote new growth.
باغبانی پیشنهاد کرد تا برای ترویج رشد جدید، بوته ها را قطع کنند.
they used a technique called coppicing to manage the woodland.
آنها از یک تکنیک به نام 'کوپینگ' برای مدیریت جنگل استفاده کردند.
copping can lead to healthier plants and better yields.
قطع می تواند منجر به گیاهان سالم تر و عملکرد بهتر شود.
he learned to copp in a sustainable way to protect wildlife.
او یاد گرفت که چگونه به طور پایدار قطع کند تا از حیات وحش محافظت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید