detectives

[ایالات متحده]/dɪˈtɛktɪvz/
[بریتانیا]/dɪˈtɛktɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشخاصی که جرایم را تحقیق می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

private detectives

ماموران خصوصی

detectives agency

آژانس کارگزاران خصوصی

detectives work

کار کارگزاران

detectives team

گروه کارگزاران

detectives office

دفتر کارگزاران

detectives investigation

تحقیقات کارگزاران

detectives case

پرونده کارگزاران

detectives skills

مهارت‌های کارگزاران

detectives report

گزارش کارگزاران

detectives story

داستان کارگزاران

جملات نمونه

detectives often work late into the night.

ماموران اغلب تا دیروقت شب کار می‌کنند.

skilled detectives can solve complex cases.

ماموران ماهر می‌توانند پرونده‌های پیچیده را حل کنند.

detectives gather evidence to support their findings.

ماموران مدارک را برای تأیید یافته‌های خود جمع‌آوری می‌کنند.

many detectives rely on intuition during investigations.

بسیاری از ماموران در طول تحقیقات به غریزه خود متکی هستند.

detectives often interview witnesses for clues.

ماموران اغلب شاهدان را برای یافتن سرنخ‌ها بازجوهی می‌کنند.

detectives must remain impartial while solving cases.

ماموران باید در حالی که پرونده‌ها را حل می‌کنند بی‌طرف بمانند.

detectives use various techniques to crack the case.

ماموران از تکنیک‌های مختلف برای حل پرونده استفاده می‌کنند.

some detectives specialize in cybercrime investigations.

برخی از ماموران در تحقیقات جرایم سایبری تخصص دارند.

detectives often collaborate with other law enforcement agencies.

ماموران اغلب با سایر سازمان‌های مجری قانون همکاری می‌کنند.

detectives are trained to observe details that others might miss.

ماموران آموزش می‌بینند تا جزئیاتی را که دیگران ممکن است از دست بدهند، مشاهده کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید