cornbreads

[ایالات متحده]/ˈkɔːn.bred/
[بریتانیا]/ˈkɔrn.bred/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی نان تهیه شده از آرد ذرت

عبارات و ترکیب‌ها

cornbread muffins

مافین کرنبورد

cornbread recipe

دستور العمل کرنبورد

cornbread mix

مخلوط کرنبورد

cornbread casserole

کاسرول کرنبورد

cornbread bites

بایت های کرنبورد

cornbread sticks

چوب های کرنبورد

cornbread topping

تاپینگ کرنبورد

cornbread salad

سالاد کرنبورد

cornbread slices

اسلایس های کرنبورد

cornbread bowl

کاسه کرنبورد

جملات نمونه

she baked a delicious cornbread for the family dinner.

او یک نان ذرت خوشمزه برای شام خانوادگی پخت.

we served cornbread alongside the chili at the party.

ما در مهمانی، نان ذرت را همراه با چیلی سرو کردیم.

he loves to eat cornbread with butter on top.

او عاشق خوردن نان ذرت با کره روی آن است.

cornbread is a traditional dish in southern cuisine.

نان ذرت یک غذای سنتی در آشپزی جنوبی است.

for breakfast, she made cornbread with honey.

برای صبحانه، او نان ذرت با عسل درست کرد.

the recipe calls for cornmeal to make cornbread.

دستور العمل برای درست کردن نان ذرت به آرد ذرت نیاز دارد.

they enjoyed cornbread as a side dish for their barbecue.

آنها از خوردن نان ذرت به عنوان غذای جانبی برای باربکیوی خود لذت بردند.

she experimented with adding jalapeños to her cornbread.

او با اضافه کردن فلفل Jalapeño به نان ذرت خود آزمایش کرد.

cornbread can be sweet or savory depending on the recipe.

نان ذرت می تواند شیرین یا شور باشد، بسته به دستور العمل.

he always requests cornbread when dining out.

او همیشه وقتی بیرون غذا می‌خورد، نان ذرت سفارش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید