cornland

[ایالات متحده]/ˈkɔːn.lænd/
[بریتانیا]/ˈkɔrn.lænd/

ترجمه

n. زمینی مناسب برای کشت ذرت؛ زمینی که برای کشت غلات استفاده می‌شود
Word Forms
جمعcornlands

عبارات و ترکیب‌ها

cornland area

منطقه کشت ذرت

cornland farming

کشاورزی در زمین‌های ذرت

cornland crops

محصولات مزارع ذرت

cornland soil

خاک مزارع ذرت

cornland harvest

برداشت ذرت

cornland production

تولید ذرت

cornland management

مدیریت مزارع ذرت

cornland yield

بازدهی مزارع ذرت

cornland irrigation

آبیاری مزارع ذرت

cornland research

تحقیقات در مورد مزارع ذرت

جملات نمونه

the cornland was lush and green after the rain.

بعد از باران، مزارع ذرت سرسبز و سبز بودند.

farmers are preparing the cornland for planting season.

کشاورزان در حال آماده سازی مزارع ذرت برای فصل کاشت هستند.

the cornland yielded a bountiful harvest this year.

مزارع ذرت امسال برداشت فراوانی داشتند.

they decided to expand their cornland to increase production.

آنها تصمیم گرفتند مزارع ذرت خود را گسترش دهند تا تولید را افزایش دهند.

we took a scenic drive through the cornland.

ما یک رانندگی تماشایی در مزارع ذرت داشتیم.

the cornland is surrounded by beautiful rolling hills.

مزارع ذرت در محاصره تپه های زیبا و منحنی است.

they planted a variety of crops alongside the cornland.

آنها انواع محصولات را در کنار مزارع ذرت کاشتند.

during summer, the cornland attracts many tourists.

در طول تابستان، مزارع ذرت بسیاری از گردشگران را جذب می کند.

the cornland requires regular irrigation to thrive.

مزارع ذرت برای رشد به آبیاری منظم نیاز دارند.

local wildlife often visits the cornland at dusk.

حیات وحش محلی اغلب در هنگام غروب آفتاب از مزارع ذرت بازدید می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید