correlates with
همبستگی دارد با
correlates to
همبستگی دارد با
strongly correlates
به شدت همبستگی دارد
negatively correlates
به طور منفی همبستگی دارد
positively correlates
به طور مثبت همبستگی دارد
correlates highly
به شدت همبستگی دارد
correlates significantly
به طور معنیداری همبستگی دارد
correlates closely
به طور نزدیک همبستگی دارد
correlates well
به خوبی همبستگی دارد
correlates directly
به طور مستقیم همبستگی دارد
the study correlates stress levels with productivity.
مطالعه ارتباط سطح استرس با بهرهوری را نشان میدهد.
research correlates diet with overall health.
تحقیقات ارتباط رژیم غذایی با سلامت کلی را نشان میدهد.
the data correlates temperature changes with ice melting.
دادهها ارتباط تغییرات دما با ذوب شدن یخ را نشان میدهد.
his mood correlates closely with the weather.
حالت روحی او به طور خاص با آب و هوا ارتباط دارد.
the survey correlates customer satisfaction with product quality.
نظرسنجی ارتباط رضایت مشتری با کیفیت محصول را نشان میدهد.
studies show that sleep quality correlates with mental health.
تحقیقات نشان میدهد که کیفیت خواب با سلامت روان ارتباط دارد.
the findings correlate exercise frequency with weight loss.
نتایج ارتباط میزان فعالیت بدنی با کاهش وزن را نشان میدهد.
the report correlates economic growth with education levels.
گزارش ارتباط رشد اقتصادی با سطح تحصیلات را نشان میدهد.
her performance correlates with the amount of practice she does.
عملکرد او با میزان تمرینی که انجام میدهد مرتبط است.
research correlates social media usage with anxiety levels.
تحقیقات ارتباط استفاده از رسانههای اجتماعی با سطح اضطراب را نشان میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید