corrodies

[ایالات متحده]/kəˈrɒdi/
[بریتانیا]/kəˈroʊdi/

ترجمه

n. کمک هزینه یا تأمین مالی که برای نگهداری یک فرد انجام می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

corrody process

فرآیند خوردگی

corrody material

مواد حساس به خوردگی

corrody effect

اثر خوردگی

corrody resistance

مقاومت در برابر خوردگی

corrody rate

نرخ خوردگی

corrody analysis

تجزیه و تحلیل خوردگی

corrody testing

آزمایش خوردگی

corrody prevention

جلوگیری از خوردگی

corrody failure

خرابی ناشی از خوردگی

corrody inspection

بازرسی خوردگی

جملات نمونه

corrody is often used in discussions about corrosion.

corrody اغلب در بحث‌ها در مورد خوردگی استفاده می‌شود.

understanding corrody can help in preventing metal deterioration.

درک corrody می‌تواند به جلوگیری از فرسایش فلزات کمک کند.

the corrody of the pipes was evident after years of neglect.

خوردگی لوله‌ها پس از سال‌ها بی‌توجهی آشکار بود.

corrody can significantly impact the lifespan of structures.

corrody می‌تواند به طور قابل توجهی بر طول عمر سازه‌ها تأثیر بگذارد.

engineers must consider corrody when designing bridges.

مهندسان باید هنگام طراحی پل‌ها، corrody را در نظر بگیرند.

regular maintenance can reduce the effects of corrody.

تعویض منظم می‌تواند اثرات corrody را کاهش دهد.

corrody often occurs in humid environments.

corrody اغلب در محیط‌های مرطوب رخ می‌دهد.

identifying signs of corrody is crucial for safety.

تشخیص علائم corrody برای ایمنی بسیار مهم است.

corrody can lead to costly repairs if not addressed promptly.

اگر به سرعت رسیدگی نشود، corrody می‌تواند منجر به تعمیرات پرهزینه شود.

the research focused on the mechanisms of corrody in metals.

تحقیقات بر روی مکانیسم‌های corrody در فلزات متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید