corvee

[ایالات متحده]/kɔːˈveɪ/
[بریتانیا]/kɔrˈveɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کار اجباری، به ویژه برای کارهای عمومی؛ (قانون) کار اجباری بدون دستمزد
Word Forms
جمعcorvees

عبارات و ترکیب‌ها

corvee labor

کار اجباری

corvee system

سیستم کار اجباری

corvee work

کار اجباری

corvee obligations

الزامات کار اجباری

corvee service

خدمات کار اجباری

corvee duties

وظایف کار اجباری

corvee taxation

مالیات کار اجباری

corvee exemption

معافیت کار اجباری

corvee rights

حقوق کار اجباری

corvee reforms

اصلاحات کار اجباری

جملات نمونه

the workers were required to perform corvee labor for the community.

کارگران موظف بودند برای جامعه نیروی کار اجباری انجام دهند.

corvee is often seen as a form of unpaid labor.

کُرُوِه اغلب به عنوان نوعی نیروی کار پرداخت نشده دیده می شود.

in ancient times, corvee was used to build infrastructure.

در زمان‌های قدیم، کُرُوِه برای ساخت زیرساخت‌ها استفاده می‌شد.

many societies have abolished corvee in favor of paid work.

اجتماع زیادی کُرُوِه را به نفع کار پولی لغو کرده اند.

corvee labor can lead to resentment among workers.

نیروی کار کُرُوِه می تواند منجر به نارضایتی در بین کارگران شود.

some governments still impose corvee on their citizens.

برخی از دولت ها هنوز کُرُوِه را بر شهروندان خود تحمیل می کنند.

the concept of corvee is rooted in feudal systems.

مفهوم کُرُوِه ریشه در سیستم های فئودال دارد.

corvee can be a controversial topic in labor discussions.

کُرُوِه می تواند موضوع بحث برانگیز در بحث های مربوط به کار باشد.

historically, corvee was often used during times of war.

در طول تاریخ، کُرُوِه اغلب در زمان جنگ استفاده می شد.

some cultures have unique traditions related to corvee work.

برخی از فرهنگ ها سنت های منحصر به فرد مرتبط با کار کُرُوِه دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید