duty

[ایالات متحده]/ˈdjuːti/
[بریتانیا]/ˈduːti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مسئولیت؛ تکلیف؛ عوارض گمرکی
Word Forms
جمعduties

عبارات و ترکیب‌ها

fulfilling duty

انجام وظیفه

neglecting duty

غفلت از وظیفه

legal duty

وظیفه قانونی

moral duty

وظیفه اخلاقی

on duty

در حال انجام وظیفه

heavy duty

سخت و مقاوم

custom duty

مالیات واردات

duty cycle

چرخه وظیفه

stamp duty

مالیات تمبر

off duty

خارج از ساعات کاری

sense of duty

حس مسئولیت

duty ratio

نسبت وظیفه

duty free

معاف از پرداخت عوارض

light duty

وظیفه سبک

active duty

خدمت فعال

duty of care

مسئولیت مراقبت

customs duty

مالیات گمرکی

import duty

مالیات واردات

fiduciary duty

وظیفه امانت‌داری

duty bound

وظیفه مند

high duty

وظیفه سنگین

do your duty

وظیفه‌ات را انجام بده

neglect of duty

تخلا از وظایف

جملات نمونه

the bag of duty-free.

کیسه معافیت‌نامه‌ای

it's my duty to uphold the law.

وظیفه من است که از قانون پیروی کنم.

a fifteen-minute duty visit.

بازدید وظیفه ای پانزده دقیقه ای.

the rate of excise duty on spirits.

نرخ عوارض بر مشروبات الکلی.

next week's duty roster.

جدول وظایف هفته آینده.

a tour of duty in Northern Ireland.

خدمت در ایرلند شمالی.

The children send their duty to their teachers.

کودکان وظیفه خود را نسبت به معلمان نشان می دهند.

The protection of the country is the duty of everyone.

حفاظت از کشور وظیفه هر کسی است.

report for duty at the worksite

برای انجام وظیفه در محل کار گزارش دهید.

the duty of feasance in nonfeasance;

وظیفه انجام و عدم انجام.

This duty is paramount to all the others.

این وظیفه برتر از همه وظایف دیگر است.

This log will do duty for a table.

این دفترچه محاسباتی به عنوان یک جدول عمل خواهد کرد.

I have a duty to perform.

من وظیفه ای برای انجام دارم.

I was off duty yesterday.

من دیروز مرخص بودم.

The man on duty rang an alarm.

مرد وظیفه دار زنگ هشدار را به صدا درآورد.

this pistol is the right choice for on-duty or off-duty carry.

این تپانچه انتخاب مناسبی برای حمل در زمان خدمت یا مرخصی است.

نمونه‌های واقعی

All nations have a duty to act.

همه ملت‌ها وظیفه عمل دارند.

منبع: VOA Daily Standard October 2019 Collection

" No matter;do your duty, " repeated Garrone.

" مهم نیست؛ وظیفه‌ات را انجام بده، " گارون تکرار کرد.

منبع: "Education of Love" December

We all have our duties, even Arthur.

ما همه وظایفی داریم، حتی آرتور.

منبع: The Legend of Merlin

I saw the loneliness of that terrible Pacific duty.

من تنهایی آن وظیفه وحشتناک در اقیانوس آرام را دیدم.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

" Man the boundaries, protect us, do your duty to our school! "

" مرزها را حفظ کنید، از ما محافظت کنید، وظیفه خود را نسبت به مدرسه ما انجام دهید!"

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

China lifted the duties the next working day.

چین وظایف را در روز کاری بعد برداشت.

منبع: The Economist - International

In its own good time it will resume its duties.

در زمان مناسب، وظایف خود را از سر خواهد گرفت.

منبع: The machine has stopped operating.

As a result, Professor Keating's duties have been reassigned.

در نتیجه، وظایف پروفسور کیتینگ به افراد دیگری محول شده است.

منبع: Out of Control Season 3

The brave soldiers did their duty, careless of dangers and discomforts.

سربازان شجاع وظیفه‌شان را انجام دادند، بی‌توجه به خطرات و ناراحتی‌ها.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

This is about voting being our duty.

این در مورد این است که رای دادن وظیفه ماست.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید