coryza

[ایالات متحده]/kəˈraɪ.zə/
[بریتانیا]/kəˈraɪ.zə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. التهاب غشاء مخاطی بینی؛ التهاب بینی؛ سرماخوردگی رایج که بینی را تحت تأثیر قرار می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

coryza symptoms

علائم coryza

coryza treatment

درمان coryza

coryza prevention

پیشگیری از coryza

coryza causes

علت coryza

coryza relief

تسکین coryza

coryza medication

داروی coryza

coryza diagnosis

تشخیص coryza

coryza outbreak

شیوع coryza

coryza virus

ویروس coryza

coryza infection

عفونت coryza

جملات نمونه

he was suffering from coryza and couldn't attend the meeting.

او از coryza رنج می برد و نمی توانست در جلسه شرکت کند.

coryza is often accompanied by sneezing and a runny nose.

coryza اغلب با عطسه و آبریزش بینی همراه است.

she took some medicine to relieve her coryza symptoms.

او برای تسکین علائم coryza خود دارویی کرد.

coryza can be caused by allergies or viral infections.

coryza می تواند ناشی از آلرژی یا عفونت های ویروسی باشد.

practicing good hygiene can help prevent coryza.

رعایت بهداشت خوب می تواند به جلوگیری از coryza کمک کند.

he caught coryza after being exposed to cold weather.

او پس از قرار گرفتن در معرض هوای سرد به coryza مبتلا شد.

coryza often resolves on its own within a week.

coryza اغلب به طور خودکار در عرض یک هفته برطرف می شود.

drinking warm fluids can soothe coryza discomfort.

نوشیدن مایعات گرم می تواند ناراحتی coryza را تسکین دهد.

he was advised to rest at home due to his coryza.

به او توصیه شد به دلیل coryza در خانه استراحت کند.

coryza symptoms can vary from mild to severe.

علائم coryza می تواند از خفیف تا شدید متفاوت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید