catch the flu
گرفتن آنفولانزا
flu symptoms
علائم آنفولانزا
flu season
فصل آنفولانزا
flu shot
واکسن آنفولانزا
flu virus
ویروس آنفولانزا
swine flu
آنفولانزای خوکی
bird flu
آنفولانزای پرندگان
avian flu
آنفولانزای پرندگان
have the flu
دار بودن آنفولانزا
spanish flu
آنفولانزای اسپانیایی
there was a lot of flu about.
در آن زمان تب و سرماخگى زیاد بود.
a flu wog struck.
یک مورد شدید آنفولانزا رخ داد.
a virulent form of flu
یک نوع شدید آنفولانزا
a vicious flu bug.
یک باکتری آنفولانزای خطرناک.
get the flu; got the mumps.
آنفولانزا گرفتن؛ گرفتگی غدد.
he'd just recovered from a flu bug.
او به تازگیى از یک باکتری آنفولانزا بهبود یافته بود.
she was recovering from flu, and was very weak.
او در حال بهبودی از آنفولانزا بود و بسیار ضعیف بود.
Vitamin C helps to keep colds and flu at bay.
ویتامین C به حفظ بدن در برابر سرماخگى و آنفولانزا کمک میکند.
That flu laid her low for a couple of weeks.
آن آنفولانزا او را برای چند هفته ضعیف کرد.
That flu bug has really taken it out of her.
آن ویروس آنفولانزا واقعاً توانایی او را گرفته است.
The flu has laid him up for a few days.
آنفولانزا او را برای چند روز در بستر نگه داشته است.
I've got flu, so I'm not quite up to the mark.
من آنفولانزا دارم، بنابراین زیاد خوب نیستم.
Flu is catching,so stay away from work.
آنفولانزا در حال گسترش است، بنابراین از رفتن به محل کار خودداری کنید.
Giving every patient an annual anti-flu injection would be prohibitively expensive.
تزریق سالانه آنفولانزا به هر بیمار بسیار پرهزینه خواهد بود.
Bed rest is usually the indication for flu cases.
استراحت در بستر معمولاً برای موارد آنفولانزا توصیه میشود.
The government is being put in the dock for failing to warn the public about the flu epidemic.
دولت به دلیل عدم هشدار به مردم در مورد همهگیری آنفولانزا در دادگاه قرار گرفته است.
This flu has really knocked the stuffing out of me.
این آنفولانزا واقعاً تمام انرژی من را گرفته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید