cosh function
تابع کسینوس هایپربولیک
cosh graph
نمودار کسینوس هایپربولیک
cosh identity
هویت کسینوس هایپربولیک
cosh curve
منحنی کسینوس هایپربولیک
cosh value
مقدار کسینوس هایپربولیک
cosh equation
معادله کسینوس هایپربولیک
cosh series
سری کسینوس هایپربولیک
cosh derivative
مشتق کسینوس هایپربولیک
cosh properties
خواص کسینوس هایپربولیک
cosh limit
حد کسینوس هایپربولیک
he used a cosh to defend himself against the attacker.
او برای دفاع از خود در برابر مهاجم از یک چوب بیسبال استفاده کرد.
the thief was caught carrying a cosh in his bag.
سارق در حالی که یک چوب بیسبال در کیف خود داشت دستگیر شد.
she felt safer knowing he had a cosh for protection.
او احساس امنیت بیشتری کرد زیرا میدانست او برای محافظت یک چوب بیسبال دارد.
the police found a cosh at the crime scene.
پلیس یک چوب بیسبال در صحنه جرم پیدا کرد.
he always carried a cosh for personal safety.
او همیشه برای ایمنی شخصی یک چوب بیسبال همراه داشت.
using a cosh can be dangerous if not handled properly.
استفاده از چوب بیسبال میتواند خطرناک باشد اگر به درستی با آن برخورد نشود.
they taught him how to use a cosh effectively.
آنها به او آموزش دادند که چگونه به طور موثر از چوب بیسبال استفاده کند.
he swung the cosh to scare off the intruder.
او چوب بیسبال را به سمت جلو پرتاب کرد تا مزاحم را بترساند.
the cosh was hidden under his jacket.
چوب بیسبال زیر ژاکت او پنهان شده بود.
she was surprised to find a cosh in his drawer.
او از دیدن چوب بیسبال در کشوی او تعجب کرد.
cosh function
تابع کسینوس هایپربولیک
cosh graph
نمودار کسینوس هایپربولیک
cosh identity
هویت کسینوس هایپربولیک
cosh curve
منحنی کسینوس هایپربولیک
cosh value
مقدار کسینوس هایپربولیک
cosh equation
معادله کسینوس هایپربولیک
cosh series
سری کسینوس هایپربولیک
cosh derivative
مشتق کسینوس هایپربولیک
cosh properties
خواص کسینوس هایپربولیک
cosh limit
حد کسینوس هایپربولیک
he used a cosh to defend himself against the attacker.
او برای دفاع از خود در برابر مهاجم از یک چوب بیسبال استفاده کرد.
the thief was caught carrying a cosh in his bag.
سارق در حالی که یک چوب بیسبال در کیف خود داشت دستگیر شد.
she felt safer knowing he had a cosh for protection.
او احساس امنیت بیشتری کرد زیرا میدانست او برای محافظت یک چوب بیسبال دارد.
the police found a cosh at the crime scene.
پلیس یک چوب بیسبال در صحنه جرم پیدا کرد.
he always carried a cosh for personal safety.
او همیشه برای ایمنی شخصی یک چوب بیسبال همراه داشت.
using a cosh can be dangerous if not handled properly.
استفاده از چوب بیسبال میتواند خطرناک باشد اگر به درستی با آن برخورد نشود.
they taught him how to use a cosh effectively.
آنها به او آموزش دادند که چگونه به طور موثر از چوب بیسبال استفاده کند.
he swung the cosh to scare off the intruder.
او چوب بیسبال را به سمت جلو پرتاب کرد تا مزاحم را بترساند.
the cosh was hidden under his jacket.
چوب بیسبال زیر ژاکت او پنهان شده بود.
she was surprised to find a cosh in his drawer.
او از دیدن چوب بیسبال در کشوی او تعجب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید