coshed

[ایالات متحده]/kɒʃt/
[بریتانیا]/kɑʃt/

ترجمه

v. زمان گذشته cosh، به معنی ضربه زدن با یک cosh

عبارات و ترکیب‌ها

coshed him

او را کوبید

coshed down

او را به پایین کوبید

coshed out

او را کوبید و از پا درآورد

coshed badly

به شدت کوبید

coshed quickly

به سرعت کوبید

coshed hard

سخت کوبید

coshed him out

او را کوبید و از پا درآورد

coshed in

او را به داخل کوبید

coshed up

او را به بالا کوبید

coshed away

او را دور کوبید

جملات نمونه

he coshed the intruder before he could escape.

او مزاحم را قبل از فرار او مورد ضرب و شتم قرار داد.

the thief was coshed by the shopkeeper during the robbery.

سارق در حین سرقت توسط صاحب مغازه مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

she coshed him with a heavy object in self-defense.

او با یک شیء سنگین به او ضربه زد تا از خود دفاع کند.

the police found the suspect after he coshed the victim.

پلیس مظنون را پس از ضرب و شتم او پیدا کرد.

he was coshed over the head and left unconscious.

او سرش را مورد ضرب و شتم قرار داد و بیهوش رها شد.

they coshed the man and took his wallet.

آنها مرد را مورد ضرب و شتم قرار دادند و کیف پولش را دزدیدند.

the detective investigated the case where the victim was coshed.

مامور پلیس پرونده ای که قربانی مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود را بررسی کرد.

he coshed his opponent during the street fight.

او حریف خود را در حین درگیری خیابانی مورد ضرب و شتم قرار داد.

the criminal was known for coshing his targets before robbing them.

این جنایتکار به خاطر ضرب و شتم کردن اهداف خود قبل از سرقت کردن معروف بود.

after being coshed, the victim reported the incident to the police.

پس از مورد ضرب و شتم قرار گرفتن، قربانی این حادثه را به پلیس گزارش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید