coshed him
او را کوبید
coshed down
او را به پایین کوبید
coshed out
او را کوبید و از پا درآورد
coshed badly
به شدت کوبید
coshed quickly
به سرعت کوبید
coshed hard
سخت کوبید
coshed him out
او را کوبید و از پا درآورد
coshed in
او را به داخل کوبید
coshed up
او را به بالا کوبید
coshed away
او را دور کوبید
he coshed the intruder before he could escape.
او مزاحم را قبل از فرار او مورد ضرب و شتم قرار داد.
the thief was coshed by the shopkeeper during the robbery.
سارق در حین سرقت توسط صاحب مغازه مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
she coshed him with a heavy object in self-defense.
او با یک شیء سنگین به او ضربه زد تا از خود دفاع کند.
the police found the suspect after he coshed the victim.
پلیس مظنون را پس از ضرب و شتم او پیدا کرد.
he was coshed over the head and left unconscious.
او سرش را مورد ضرب و شتم قرار داد و بیهوش رها شد.
they coshed the man and took his wallet.
آنها مرد را مورد ضرب و شتم قرار دادند و کیف پولش را دزدیدند.
the detective investigated the case where the victim was coshed.
مامور پلیس پرونده ای که قربانی مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود را بررسی کرد.
he coshed his opponent during the street fight.
او حریف خود را در حین درگیری خیابانی مورد ضرب و شتم قرار داد.
the criminal was known for coshing his targets before robbing them.
این جنایتکار به خاطر ضرب و شتم کردن اهداف خود قبل از سرقت کردن معروف بود.
after being coshed, the victim reported the incident to the police.
پس از مورد ضرب و شتم قرار گرفتن، قربانی این حادثه را به پلیس گزارش داد.
coshed him
او را کوبید
coshed down
او را به پایین کوبید
coshed out
او را کوبید و از پا درآورد
coshed badly
به شدت کوبید
coshed quickly
به سرعت کوبید
coshed hard
سخت کوبید
coshed him out
او را کوبید و از پا درآورد
coshed in
او را به داخل کوبید
coshed up
او را به بالا کوبید
coshed away
او را دور کوبید
he coshed the intruder before he could escape.
او مزاحم را قبل از فرار او مورد ضرب و شتم قرار داد.
the thief was coshed by the shopkeeper during the robbery.
سارق در حین سرقت توسط صاحب مغازه مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
she coshed him with a heavy object in self-defense.
او با یک شیء سنگین به او ضربه زد تا از خود دفاع کند.
the police found the suspect after he coshed the victim.
پلیس مظنون را پس از ضرب و شتم او پیدا کرد.
he was coshed over the head and left unconscious.
او سرش را مورد ضرب و شتم قرار داد و بیهوش رها شد.
they coshed the man and took his wallet.
آنها مرد را مورد ضرب و شتم قرار دادند و کیف پولش را دزدیدند.
the detective investigated the case where the victim was coshed.
مامور پلیس پرونده ای که قربانی مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود را بررسی کرد.
he coshed his opponent during the street fight.
او حریف خود را در حین درگیری خیابانی مورد ضرب و شتم قرار داد.
the criminal was known for coshing his targets before robbing them.
این جنایتکار به خاطر ضرب و شتم کردن اهداف خود قبل از سرقت کردن معروف بود.
after being coshed, the victim reported the incident to the police.
پس از مورد ضرب و شتم قرار گرفتن، قربانی این حادثه را به پلیس گزارش داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید