costumers

[ایالات متحده]/ˈkɒstjʊmə/
[بریتانیا]/ˈkɑːstjʊmɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که لباس‌های نمایشی می‌سازد یا تأمین‌کننده لباس است؛ شخصی که لباس برای اجراها طراحی یا تأمین می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

happy costumer

مشتری راضی

loyal costumer

مشتری وفادار

satisfied costumer

مشتری راضی

new costumer

مشتری جدید

returning costumer

مشتری بازگشتی

potential costumer

مشتری بالقوه

valued costumer

مشتری ارزشمند

frequent costumer

مشتری دائمی

first-time costumer

مشتری برای اولین بار

disappointed costumer

مشتری ناراضی

جملات نمونه

the costumer was very pleased with the final product.

مشتری از محصول نهایی بسیار راضی بود.

our costumer service team is available 24/7.

تیم خدمات مشتریان ما 24 ساعته در دسترس است.

we value feedback from every costumer.

ما بازخورد از هر مشتری را ارزیابی می کنیم.

the costumer requested a refund for the damaged item.

مشتری برای کالای آسیب دیده درخواست بازپرداخت کرد.

it’s important to understand the needs of the costumer.

درک نیازهای مشتری مهم است.

the costumer left a positive review online.

مشتری یک نظر مثبت آنلاین گذاشت.

we strive to exceed our costumer's expectations.

ما تلاش می کنیم تا از انتظارات مشتری فراتر برویم.

training staff to assist the costumer effectively is crucial.

آموزش کارکنان برای کمک موثر به مشتری بسیار مهم است.

the costumer expressed interest in our new product line.

مشتری علاقه خود را به خط تولید جدید ما نشان داد.

maintaining a good relationship with the costumer is vital.

حفظ یک رابطه خوب با مشتری حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید