| جمع | coteries |
a coterie of friends and advisers.
گروهی از دوستان و مشاوران
a coterie of studly factory workers.
گروهی از کارگران کارخانه جذاب
a few figures in his small coterie
چند نفر در گروه کوچک او
He surrounded himself with a coterie of loyal followers.
او خود را با گروهی از پیروان وفادار احاطه کرد.
She is part of the coterie of artists who frequent that cafe.
او بخشی از گروهی از هنرمندانی است که اغلب به آن کافه سر می زنند.
The coterie of fashion designers gathered to discuss upcoming trends.
گروهی از طراحان مد برای بحث در مورد روند های آینده گرد هم آمدند.
They formed a coterie of book lovers who met weekly to discuss literature.
آنها گروهی از عاشقان کتاب را تشکیل دادند که به طور هفتگی برای بحث در مورد ادبیات ملاقات می کردند.
The coterie of politicians worked behind the scenes to influence the decision.
گروهی از سیاستمداران برای تأثیرگذاری بر تصمیم پشت صحنه کار کردند.
She joined the coterie of elite athletes training for the championship.
او به گروهی از ورزشکاران نخبه که برای مسابقات قهرمانی تمرین می کردند پیوست.
The coterie of investors closely monitored the stock market fluctuations.
گروهی از سرمایه گذاران به دقت بر نوسانات بازار سهام نظارت داشتند.
He was part of a coterie of intellectuals who debated philosophical theories.
او بخشی از گروهی از روشنفکرانی بود که در مورد نظریات فلسفی بحث می کردند.
The coterie of chefs collaborated to create a new menu for the restaurant.
گروهی از سرآشپزها برای ایجاد منوی جدید برای رستوران با هم همکاری کردند.
She was welcomed into the coterie of influential business leaders in the city.
او به گروهی از رهبران تجاری تأثیرگذار در شهر خوش آمد گفت.
a coterie of friends and advisers.
گروهی از دوستان و مشاوران
a coterie of studly factory workers.
گروهی از کارگران کارخانه جذاب
a few figures in his small coterie
چند نفر در گروه کوچک او
He surrounded himself with a coterie of loyal followers.
او خود را با گروهی از پیروان وفادار احاطه کرد.
She is part of the coterie of artists who frequent that cafe.
او بخشی از گروهی از هنرمندانی است که اغلب به آن کافه سر می زنند.
The coterie of fashion designers gathered to discuss upcoming trends.
گروهی از طراحان مد برای بحث در مورد روند های آینده گرد هم آمدند.
They formed a coterie of book lovers who met weekly to discuss literature.
آنها گروهی از عاشقان کتاب را تشکیل دادند که به طور هفتگی برای بحث در مورد ادبیات ملاقات می کردند.
The coterie of politicians worked behind the scenes to influence the decision.
گروهی از سیاستمداران برای تأثیرگذاری بر تصمیم پشت صحنه کار کردند.
She joined the coterie of elite athletes training for the championship.
او به گروهی از ورزشکاران نخبه که برای مسابقات قهرمانی تمرین می کردند پیوست.
The coterie of investors closely monitored the stock market fluctuations.
گروهی از سرمایه گذاران به دقت بر نوسانات بازار سهام نظارت داشتند.
He was part of a coterie of intellectuals who debated philosophical theories.
او بخشی از گروهی از روشنفکرانی بود که در مورد نظریات فلسفی بحث می کردند.
The coterie of chefs collaborated to create a new menu for the restaurant.
گروهی از سرآشپزها برای ایجاد منوی جدید برای رستوران با هم همکاری کردند.
She was welcomed into the coterie of influential business leaders in the city.
او به گروهی از رهبران تجاری تأثیرگذار در شهر خوش آمد گفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید