cottonseed

[ایالات متحده]/ˈkɒtənsiːd/
[بریتانیا]/ˈkɑːtənˌsiːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانه گیاه پنبه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cottonseed oil

روغن تخمه پنبه

cottonseed meal

تفاله تخمه پنبه

cottonseed cake

کیک تخمه پنبه

cottonseed fiber

الیاف تخمه پنبه

cottonseed hulls

پوسته تخمه پنبه

cottonseed production

تولید تخمه پنبه

cottonseed extraction

استخراج تخمه پنبه

cottonseed processing

فراوری تخمه پنبه

cottonseed industry

صنعت تخمه پنبه

cottonseed research

تحقیقات تخمه پنبه

جملات نمونه

cottonseed oil is commonly used in cooking.

روغن تخمه پنبه معمولاً در آشپزی استفاده می‌شود.

the cottonseed meal is a good source of protein for livestock.

تفاله تخمه پنبه منبع خوبی از پروتئین برای دام است.

farmers often sell cottonseed to oil mills.

کشاورزان اغلب تخمه پنبه را به کارخانه‌های روغن می‌فروشند.

cottonseed can be processed into various products.

تخمه پنبه را می‌توان به محصولات مختلف تبدیل کرد.

some people are allergic to cottonseed products.

برخی از افراد به محصولات تخمه پنبه آلرژی دارند.

cottonseed is rich in fatty acids.

تخمه پنبه سرشار از اسیدهای چرب است.

many cosmetics contain cottonseed extract.

محصولات آرایشی و بهداشتی زیادی حاوی عصاره تخمه پنبه هستند.

cottonseed husks can be used as animal bedding.

پوسته‌های تخمه پنبه را می‌توان به عنوان بستر حیوانات استفاده کرد.

research is being conducted on the health benefits of cottonseed.

تحقیقاتی در مورد فواید سلامتی تخمه پنبه در حال انجام است.

cottonseed is an important crop in many countries.

تخمه پنبه محصول مهمی در بسیاری از کشورها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید