cottonweed

[ایالات متحده]/ˈkɒtənwiːd/
[بریتانیا]/ˈkɑːtənwiːd/

ترجمه

n. گیاهی که به جنس Gossypium تعلق دارد؛ گیاهی از جنس Gossypium
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cottonweed control

کنترل علف‌های هرز پنبه

cottonweed removal

حذف علف‌های هرز پنبه

cottonweed growth

رشد علف‌های هرز پنبه

cottonweed species

گونه‌های علف‌های هرز پنبه

cottonweed habitat

زیستگاه علف‌های هرز پنبه

cottonweed infestation

آلودگی علف‌های هرز پنبه

cottonweed management

مدیریت علف‌های هرز پنبه

cottonweed identification

شناسایی علف‌های هرز پنبه

cottonweed prevention

جلوگیری از علف‌های هرز پنبه

cottonweed treatment

درمان علف‌های هرز پنبه

جملات نمونه

cottonweed grows abundantly in wetlands.

پنبه‌زارها به وفور در مناطق مرطوب رشد می‌کنند.

farmers often struggle with cottonweed infestations.

کشاورزان اغلب با آفت‌زداهای پنبه‌زار دست و پنجه نرم می‌کنند.

we need to identify the cottonweed species in this area.

ما باید گونه‌های پنبه‌زار را در این منطقه شناسایی کنیم.

cottonweed can be a nuisance in gardens.

پنبه‌زار می‌تواند در باغ‌ها آزاردهنده باشد.

controlling cottonweed is essential for crop health.

کنترل پنبه‌زار برای سلامت محصول ضروری است.

cottonweed seeds can spread quickly in the wind.

بذر پنبه‌زار می‌تواند به سرعت در باد پخش شود.

some wildlife rely on cottonweed for habitat.

برخی از حیات وحش برای زیستگاه به پنبه‌زار متکی هستند.

we should research the medicinal properties of cottonweed.

ما باید خواص دارویی پنبه‌زار را بررسی کنیم.

cottonweed can thrive in poor soil conditions.

پنبه‌زار می‌تواند در شرایط خاک فقیرانه رشد کند.

removing cottonweed requires careful planning.

حذف پنبه‌زار نیاز به برنامه‌ریزی دقیق دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید