he coughed loudly
او با صدای بلند سرفه کرد
she coughed softly
او به آرامی سرفه کرد
they coughed together
آنها با هم سرفه کردند
the baby coughed
نوزاد سرفه کرد
he coughed twice
او دو بار سرفه کرد
she coughed again
او دوباره سرفه کرد
he coughed hard
او با شدت سرفه کرد
the dog coughed
سگ سرفه کرد
he coughed nervously
او با اضطراب سرفه کرد
she coughed quietly
او به طور آرام سرفه کرد
he coughed loudly during the meeting.
او در طول جلسه با صدای بلند سرفه کرد.
she coughed to clear her throat.
او برای پاک کردن گلویش سرفه کرد.
the child coughed all night.
کودک تمام شب سرفه کرد.
he coughed because of the cold air.
او به دلیل هوای سرد سرفه کرد.
she coughed and apologized for the disturbance.
او سرفه کرد و برای ایجاد مزاحمت عذرخواهی کرد.
the doctor asked how long he had coughed.
پزشک پرسید چه مدت او سرفه کرده است.
after he coughed, everyone turned to look.
بعد از اینکه او سرفه کرد، همه برای نگاه کردن برگشتند.
she coughed softly to avoid being noticed.
او برای اینکه توجه نکند به آرامی سرفه کرد.
he coughed up some phlegm.
او مقداری خلط سرفه کرد.
the smoke made him cough uncontrollably.
دود باعث شد او نتواند جلوی سرفه کردن خود را بگیرد.
he coughed loudly
او با صدای بلند سرفه کرد
she coughed softly
او به آرامی سرفه کرد
they coughed together
آنها با هم سرفه کردند
the baby coughed
نوزاد سرفه کرد
he coughed twice
او دو بار سرفه کرد
she coughed again
او دوباره سرفه کرد
he coughed hard
او با شدت سرفه کرد
the dog coughed
سگ سرفه کرد
he coughed nervously
او با اضطراب سرفه کرد
she coughed quietly
او به طور آرام سرفه کرد
he coughed loudly during the meeting.
او در طول جلسه با صدای بلند سرفه کرد.
she coughed to clear her throat.
او برای پاک کردن گلویش سرفه کرد.
the child coughed all night.
کودک تمام شب سرفه کرد.
he coughed because of the cold air.
او به دلیل هوای سرد سرفه کرد.
she coughed and apologized for the disturbance.
او سرفه کرد و برای ایجاد مزاحمت عذرخواهی کرد.
the doctor asked how long he had coughed.
پزشک پرسید چه مدت او سرفه کرده است.
after he coughed, everyone turned to look.
بعد از اینکه او سرفه کرد، همه برای نگاه کردن برگشتند.
she coughed softly to avoid being noticed.
او برای اینکه توجه نکند به آرامی سرفه کرد.
he coughed up some phlegm.
او مقداری خلط سرفه کرد.
the smoke made him cough uncontrollably.
دود باعث شد او نتواند جلوی سرفه کردن خود را بگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید