councillor

[ایالات متحده]/ˈkaʊnsələ/
[بریتانیا]/'kaʊnslɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضو یک شورا؛ یک نماینده یا مقام رسمی که بخشی از یک شورا است؛ یک مقام دولتی محلی که بخشی از یک شورا است

عبارات و ترکیب‌ها

city councillor

شهردار

local councillor

مشاور محلی

county councillor

مشاور شهرستان

جملات نمونه

a report goes before the councillors on Wednesday.

گزارشی برای بررسی به شورای شهر ارائه خواهد شد.

councillors were jeered and heckled.

اعضای شورای شهر مورد تمسخر و اعتراض قرار گرفتند.

The councillors put the problem of downtown parking before the mayor.

مشکل پارکینگ مرکز شهر توسط شورای شهر در اختیار شهردار قرار گرفت.

She questioned his integrity as a councillor.

او یکپارچگی او را به عنوان یک عضو شورای شهر زیر سوال برد.

a councillor who sued two national newspapers for libel.

یک عضو شورای شهر که به دلیل افترا علیه دو روزنامه ملی شکایت کرد.

councillors were at loggerheads with the government over the grant allocation.

اعضای شورای شهر در مورد تخصیص کمک هزینه با دولت در اختلاف بودند.

councillors are anxious to get things moving as soon as possible.

اعضای شورای شهر مشتاق هستند تا هر چه زودتر کارها را پیش ببرند.

In a solemn voice,the councillor announced the names of the winners to the crowd.

با صدایی جدی، عضو شورای شهر نام برندگان را برای جمعیت اعلام کرد.

older councillors were replaced by technocrats waiting in the wings .

اعضای شورای شهر مسن‌تر با کارشناسان جایگزین شدند.

Mr Malthouse has campaigned to ban sex service calling cards since 2000 when he worked as a councillor in Westminster.

آقای مالتهوس از سال 2000، زمانی که به عنوان عضو شورای شهر در وست‌مینستر کار می‌کرد، برای ممنوعیت کارت‌های تماس خدمات جنسی کمپین کرده است.

Councillor has been invited here today to award the school prizes to our successful boys and girls.

عضو شورای شهر امروز برای اهدای جوایز مدرسه به پسران و دختران موفق ما دعوت شده است.

نمونه‌های واقعی

It would have to be very senior, of course, mostly Privy Councillors.

البته، عمدتاً باید بسیار ارشد باشند، بیشتر اعضای شورای خصوصی.

منبع: Yes, Minister Season 1

" I daresay, the realm could survive a few less councillors, " said Littlefinger with a smile.

" حدس می‌زنم، قلمرو می‌تواند با چند عضو شورای کمتر زنده بماند،" لیتلفینغر با لبخندی گفت.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

" Where is Catherine Leroux" ? repeated the councillor.

«کاترین لرو کجا است؟» مشاور تکرار کرد.

منبع: Madame Bovary (Part One)

With me today is Graham Campbell, a councillor from the city council.

همراه من امروز گراهام کمپبل، مشاور شورای شهر است.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 8

After all, councillors are responsible, sensible people on the whole.

در نهایت، مشاوران به طور کلی افراد مسئول و عاقلی هستند.

منبع: Yes, Minister Season 3

Instead, councillors want to cut the number of nearby alcohol licenses.

به جای آن، مشاوران می خواهند تعداد مجوزهای مشروبات الکلی نزدیک را کاهش دهند.

منبع: The Economist (Summary)

Eight city councillors attended the hearing, along with local law-enforcement departments.

هشت مشاور شهر در جلسه حضور داشتند، همراه با ادارات اجرای قانون محلی.

منبع: CCTV Observations

So too are councillors in Pickering, east of Toronto.

مشاوران در پیکرینگ، شرق تورنتو نیز همینطور هستند.

منبع: The Economist (Summary)

At this moment the councillor's carriage came out from the inn.

در این لحظه، ارابه مشاور از مسافرخانه بیرون آمد.

منبع: Madame Bovary (Part One)

Local councillors in practise are accountable to nobody.

مشاوران محلی در عمل مسئولیت هیچ کس را ندارند.

منبع: Yes, Minister Season 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید