counterfoil

[ایالات متحده]/'kaʊntəfɒɪl/
[بریتانیا]/'kaʊntɚfɔɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمتی از چک، بلیط و غیره که به عنوان رکورد نگه‌داری می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bank counterfoil

رسید بانکی

ticket counterfoil

رسید بلیط

جملات نمونه

Los or scrap the counterfoil and invoice registration book;

دور انداختن یا از بین بردن حواله‌ها و دفتر ثبت فاکتور;

One original of Approved Certificate Counterfoil filled by enterprises whose stock rights are changed (only the items of change).

یک نسخه اصلی از حواله گواهی تایید شده که توسط شرکت‌هایی که حقوق سهام آنها تغییر کرده است تکمیل شده است (فقط موارد تغییر).

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید