ticket

[ایالات متحده]/'tɪkɪt/
[بریتانیا]/'tɪkɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تکه کاغذ یا کارت که به دارنده حق ورود به یک مکان، سفر با حمل و نقل عمومی یا شرکت در یک رویداد را می‌دهد؛ یک سند که به عنوان مدرک عمل می‌کند
vt. برچسبی را به چیزی attaching; اختصاص دادن؛ صدور جریمه تخلف ترافیکی برای

عبارات و ترکیب‌ها

plane ticket

بلیط هواپیما

train ticket

بلیط قطار

bus ticket

بلیط اتوبوس

concert ticket

بلیط کنسرت

movie ticket

بلیط فیلم

air ticket

بلیط هواپیما

ticket price

قیمت بلیط

airline ticket

بلیط هواپیما

lottery ticket

بلیط قرعه کشی

admission ticket

بلیط ورودی

ticket office

دفتر بلیط

return ticket

بلیط برگشت

passenger ticket

بلیط مسافر

ticket reservation

رزرو بلیط

season ticket

بلیط فصلی

free ticket

بلیط رایگان

one-way ticket

بلیط یک طرفه

ticket agent

عامل بلیط

price ticket

قیمت بلیط

round trip ticket

بلیط رفت و برگشت

ticket counter

باجه بلیط

ticket machine

دستگاه بلیط

جملات نمونه

a ticket for speeding

یک بلیط برای سرعت

the tickets are in the post.

بلیط‌ها در پست هستند.

admission is by ticket only.

ورود فقط با بلیط امکان پذیر است.

Admission by ticket only.

ورود فقط با بلیط امکان پذیر است.

Keep your ticket stubs.

برگ‌های بلیط خود را نگه دارید.

tickets are bookable in advance.

بلیط‌ها را می‌توان از قبل رزرو کرد.

tickets will be available at the door.

بلیط‌ها در ورودی در دسترس خواهند بود.

the price of tickets escalated.

قیمت بلیط‌ها افزایش یافت.

tickets for the first house.

بلیط برای خانه اول.

the queue for tickets was long.

صف بلیت‌ها طولانی بود.

gave the tickets away.

بلیط‌ها را به رایگان داد.

Please.prepay RMB_ for the ticket foregift.

لطفا برای لغو بلیط RMB پرداخت کنید.

ticket a speeding motorist.

به یک راننده متخلف سرعت‌بالا جریمه داده شد.

The ticket is good for one month.

بلیط برای یک ماه معتبر است.

نمونه‌های واقعی

Good heavens! 10 pounds 50 a ticket.

خداوندا! ۱۰ پوند و ۵۰ برای هر بلیط.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 8

I have two tickets for the theatre.

من دو بلیط برای تئاتر دارم.

منبع: The Hound of the Baskervilles

Whoa, sorry guys. I'm already writing this ticket.

وای، متاسفم بچه‌ها. من در حال حاضر این بلیط را می‌نویسم.

منبع: We Bare Bears

I bought my tickets over the phone.

من بلیط‌هایم را تلفنی خریدم.

منبع: New English 900 Sentences (Basic Edition)

I am booking us tickets to Florida.

ما بلیط برای فلوریدا رزرو می‌کنیم.

منبع: American Horror Story Season 1

Please come in and keep this ticket.

لطفا وارد شوید و این بلیط را نگه دارید.

منبع: Blue little koala

C.The woman is being ticketed for speeding.

ج.زن به دلیل سرعت غیرقانونی در حال دریافت بلیط است.

منبع: TOEIC Listening Practice Test Bank

Well, forget about buying a plane ticket.

خب، خرید بلیط هواپیما را فراموش کنید.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American April 2019 Collection

Please show your ticket to the conductor.

لطفا بلیط خود را به مسئول نشان دهید.

منبع: New TOEIC Listening Essential Memorization in 19 Days

Uh, honey, do you have my ticket?

اممم، عزیزم، آیا بلیط من را داری؟

منبع: Modern Family - Season 07

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید