counterpoison

[ایالات متحده]/ˈkaʊntəˌpɔɪzən/
[بریتانیا]/ˈkaʊntərˌpɔɪzən/

ترجمه

n. ماده‌ای که سم را خنثی می‌کند؛ سمی که سم دیگر را خنثی می‌کند
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

counterpoison effect

اثر ضد سمیت

counterpoison agent

عامل ضد سمیت

counterpoison treatment

درمان ضد سمیت

counterpoison method

روش ضد سمیت

counterpoison strategy

استراتژی ضد سمیت

counterpoison response

واکنش ضد سمیت

counterpoison procedure

روش کار ضد سمیت

counterpoison protocol

پروتکل ضد سمیت

counterpoison solution

راه حل ضد سمیت

counterpoison therapy

درمان ضد سمیت

جملات نمونه

doctors often use counterpoison to treat certain types of poisoning.

پزشکان اغلب از پاددرد برای درمان انواع خاصی از مسمومیت استفاده می‌کنند.

the counterpoison was effective in neutralizing the toxin.

پاددرد در خنثی‌سازی سم موثر بود.

in ancient times, people believed in natural counterpoisons.

در زمان‌های قدیم، مردم به پاددردهای طبیعی اعتقاد داشتند.

she carried a counterpoison kit for emergencies.

او یک کیت پاددرد برای شرایط اضطراری همراه داشت.

counterpoison treatment is crucial in cases of venomous snake bites.

درمان با پاددرد در موارد گزش مار سمی بسیار مهم است.

they researched new types of counterpoison to improve safety.

آنها انواع جدیدی از پاددرد را برای بهبود ایمنی بررسی کردند.

understanding how counterpoison works can save lives.

درک نحوه عملکرد پاددرد می‌تواند جان انسان‌ها را نجات دهد.

counterpoison is often administered in hospitals after poisoning incidents.

پاددرد اغلب پس از حوادث مسمومیت در بیمارستان‌ها تجویز می‌شود.

he studied the effects of counterpoison on various toxins.

او اثرات پاددرد بر انواع مختلف سموم را مطالعه کرد.

counterpoison can sometimes be more effective than traditional treatments.

پاددرد گاهی اوقات می‌تواند از درمان‌های سنتی موثرتر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید