countervails

[ایالات متحده]/ˌkaʊntəˈveɪlz/
[بریتانیا]/ˌkaʊntərˈveɪlz/

ترجمه

v. جبران کردن یا جبران کردن چیزی; اثر چیزی را خنثی کردن یا معکوس کردن، معمولاً به طور مؤثر

عبارات و ترکیب‌ها

countervails the threat

مقابل تهدید قرار می‌دهد

countervails the risk

مقابل خطر قرار می‌دهد

countervails the cost

مقابل هزینه قرار می‌دهد

countervails the loss

مقابل از دست دادن قرار می‌دهد

countervails the impact

مقابل تاثیر قرار می‌دهد

countervails the damage

مقابل آسیب قرار می‌دهد

countervails the effect

مقابل اثر قرار می‌دهد

countervails the burden

مقابل بار قرار می‌دهد

countervails the challenge

مقابل چالش قرار می‌دهد

countervails the influence

مقابل نفوذ قرار می‌دهد

جملات نمونه

the benefits of the program countervails its costs.

مزایای برنامه، هزینه‌های آن را جبران می‌کند.

her kindness countervails his harsh words.

مهربانی او، سخنان تند او را جبران می‌کند.

the joy of the event countervails the stress of planning.

شادی رویداد، استرس برنامه‌ریزی را جبران می‌کند.

the positive feedback countervails the negative reviews.

بازخورد مثبت، نظرات منفی را جبران می‌کند.

his hard work countervails the challenges he faces.

تلاش سخت او، چالش‌هایی را که با آن‌ها روبرو است، جبران می‌کند.

the love from family countervails the loneliness he feels.

محبت خانواده، تنهایی او را جبران می‌کند.

the advantages of the new policy countervails the drawbacks.

مزایای سیاست جدید، معایب آن را جبران می‌کند.

her determination countervails any doubts about her abilities.

عزم راسخ او، هرگونه تردید در مورد توانایی‌هایش را جبران می‌کند.

the excitement of the trip countervails the fatigue of travel.

هیجان سفر، خستگی سفر را جبران می‌کند.

the support from friends countervails the difficulties he encounters.

حمایت دوستان، مشکلاتی را که با آن‌ها مواجه است، جبران می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید