counting-house

[ایالات متحده]/ˈkaʊntɪŋ haʊs/
[بریتانیا]/ˈkaʊntɪŋ haʊs/

ترجمه

n. تسهیلاتی که یک کسب و کار عملیات خود را در آن انجام می‌دهد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

counting-house records

سوابق خانه حسابداری

counting-house staff

پرسنل خانه حسابداری

counting-house duties

وظایف خانه حسابداری

counting-house ledger

دفتر کل خانه حسابداری

counting-house manager

مدیر خانه حسابداری

counting-house finances

مالیه خانه حسابداری

counting-house operations

عملیات خانه حسابداری

counting-house clerk

وظیفه‌دان خانه حسابداری

counting-house accounts

حساب‌های خانه حسابداری

counting-house business

کسب و کار خانه حسابداری

جملات نمونه

the firm's counting-house was a hive of activity during the year-end rush.

دفتر حسابداری شرکت در زمان شلوغی پایان سال، پرجنب‌وجوش بود.

he spent his days in the counting-house, meticulously recording every transaction.

او روزهای خود را در دفتر حسابداری می‌گذراند و با دقت هرچه تمام‌تر تمام معاملات را ثبت می‌کرد.

the counting-house staff managed the company's finances with impressive efficiency.

کارمندان دفتر حسابداری با کارایی قابل توجه امور مالی شرکت را مدیریت می‌کردند.

the old counting-house, with its heavy oak doors, held a wealth of financial history.

دفتر حسابداری قدیمی با درهای چوبی سنگین، گنجینه‌ای از تاریخ مالی را در خود جای داده بود.

a young clerk started his career in the counting-house, learning the ropes of accounting.

یک کارآموز جوان، شغل خود را در دفتر حسابداری آغاز کرد و اصول حسابداری را آموخت.

the counting-house was the center of the merchant's business empire.

دفتر حسابداری مرکز امپراطوری تجاری بازرگان بود.

they moved the counting-house to a larger office to accommodate the growing staff.

آنها دفتر حسابداری را به یک دفتر بزرگتر منتقل کردند تا فضای کافی برای کارکنان در حال افزایش فراهم شود.

the ledger books in the counting-house documented decades of trade and investment.

دفترهای حسابداری در دفتر حسابداری، دهه‌ها تجارت و سرمایه‌گذاری را مستند می‌کردند.

the head accountant oversaw all operations from his post in the counting-house.

مدیر حسابداری از جایگاه خود در دفتر حسابداری بر تمام عملیات نظارت داشت.

the counting-house's atmosphere was one of quiet concentration and meticulous detail.

فضای دفتر حسابداری مملو از آرامش، تمرکز و دقت بود.

he inherited the family counting-house and continued his father's legacy.

او دفتر حسابداری خانوادگی را به ارث برد و میراث پدرش را ادامه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید