| جمع | cowpies |
cowpie pie
کاوپای پای
cowpie toss
پرتاب کاوپای
cowpie festival
جشنواره کاوپای
cowpie humor
طنز کاوپای
cowpie art
هنر کاوپای
cowpie challenge
چالش کاوپای
cowpie prank
شوخی کاوپای
cowpie game
بازی کاوپای
cowpie sculpture
مجسمه کاوپای
cowpie joke
جک کاوپای
the children laughed when they saw the cowpie in the field.
کودکان با دیدن کود حیوانی در مزرعه خندیدند.
stepping on a cowpie can ruin your shoes.
قدم گذاشتن روی کود حیوانی میتواند کفشهای شما را خراب کند.
farmers often use cowpies as fertilizer for their crops.
کشاورزان اغلب از کود حیوانی به عنوان کود برای محصولات خود استفاده میکنند.
the dog rolled in a cowpie and smelled terrible.
سگ در کود حیوانی غلطید و بوی بدی داشت.
we had to clean the cowpie before entering the barn.
ما باید قبل از ورود به طویله کود حیوانی را تمیز میکردیم.
he joked that stepping in a cowpie is a rite of passage on the farm.
او شوخی کرد که پا گذاشتن روی کود حیوانی یک آیین عبور در مزرعه است.
during the picnic, we found a large cowpie near our blanket.
در طول پیکنیک، ما یک کود حیوانی بزرگ در نزدیکی پتویمان پیدا کردیم.
the smell of the cowpie lingered in the air.
بوی کود حیوانی در هوا باقی ماند.
they used a shovel to remove the cowpie from the path.
آنها از بیل برای برداشتن کود حیوانی از مسیر استفاده کردند.
after the rain, the cowpie became mushy and hard to avoid.
بعد از باران، کود حیوانی خمیری و سخت برای اجتناب شد.
cowpie pie
کاوپای پای
cowpie toss
پرتاب کاوپای
cowpie festival
جشنواره کاوپای
cowpie humor
طنز کاوپای
cowpie art
هنر کاوپای
cowpie challenge
چالش کاوپای
cowpie prank
شوخی کاوپای
cowpie game
بازی کاوپای
cowpie sculpture
مجسمه کاوپای
cowpie joke
جک کاوپای
the children laughed when they saw the cowpie in the field.
کودکان با دیدن کود حیوانی در مزرعه خندیدند.
stepping on a cowpie can ruin your shoes.
قدم گذاشتن روی کود حیوانی میتواند کفشهای شما را خراب کند.
farmers often use cowpies as fertilizer for their crops.
کشاورزان اغلب از کود حیوانی به عنوان کود برای محصولات خود استفاده میکنند.
the dog rolled in a cowpie and smelled terrible.
سگ در کود حیوانی غلطید و بوی بدی داشت.
we had to clean the cowpie before entering the barn.
ما باید قبل از ورود به طویله کود حیوانی را تمیز میکردیم.
he joked that stepping in a cowpie is a rite of passage on the farm.
او شوخی کرد که پا گذاشتن روی کود حیوانی یک آیین عبور در مزرعه است.
during the picnic, we found a large cowpie near our blanket.
در طول پیکنیک، ما یک کود حیوانی بزرگ در نزدیکی پتویمان پیدا کردیم.
the smell of the cowpie lingered in the air.
بوی کود حیوانی در هوا باقی ماند.
they used a shovel to remove the cowpie from the path.
آنها از بیل برای برداشتن کود حیوانی از مسیر استفاده کردند.
after the rain, the cowpie became mushy and hard to avoid.
بعد از باران، کود حیوانی خمیری و سخت برای اجتناب شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید