cowpie

[ایالات متحده]/ˈkaʊpaɪ/
[بریتانیا]/ˈkaʊpaɪ/

ترجمه

n.فضولات حیوانی، به ویژه از دام‌ها
Word Forms
جمعcowpies

عبارات و ترکیب‌ها

cowpie pie

کاوپای پای

cowpie toss

پرتاب کاوپای

cowpie festival

جشنواره کاوپای

cowpie humor

طنز کاوپای

cowpie art

هنر کاوپای

cowpie challenge

چالش کاوپای

cowpie prank

شوخی کاوپای

cowpie game

بازی کاوپای

cowpie sculpture

مجسمه کاوپای

cowpie joke

جک کاوپای

جملات نمونه

the children laughed when they saw the cowpie in the field.

کودکان با دیدن کود حیوانی در مزرعه خندیدند.

stepping on a cowpie can ruin your shoes.

قدم گذاشتن روی کود حیوانی می‌تواند کفش‌های شما را خراب کند.

farmers often use cowpies as fertilizer for their crops.

کشاورزان اغلب از کود حیوانی به عنوان کود برای محصولات خود استفاده می‌کنند.

the dog rolled in a cowpie and smelled terrible.

سگ در کود حیوانی غلطید و بوی بدی داشت.

we had to clean the cowpie before entering the barn.

ما باید قبل از ورود به طویله کود حیوانی را تمیز می‌کردیم.

he joked that stepping in a cowpie is a rite of passage on the farm.

او شوخی کرد که پا گذاشتن روی کود حیوانی یک آیین عبور در مزرعه است.

during the picnic, we found a large cowpie near our blanket.

در طول پیک‌نیک، ما یک کود حیوانی بزرگ در نزدیکی پتویمان پیدا کردیم.

the smell of the cowpie lingered in the air.

بوی کود حیوانی در هوا باقی ماند.

they used a shovel to remove the cowpie from the path.

آنها از بیل برای برداشتن کود حیوانی از مسیر استفاده کردند.

after the rain, the cowpie became mushy and hard to avoid.

بعد از باران، کود حیوانی خمیری و سخت برای اجتناب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید