droppings

[ایالات متحده]/ˈdrɒpɪŋz/
[بریتانیا]/ˈdrɑːpɪŋz/

ترجمه

n. pl. خار و مدفوع حیوانات یا پرندگان

عبارات و ترکیب‌ها

bird droppings

فضولات پرندگان

animal droppings

فضولات حیوانات

dropping feces

فضولات دفعی

avoid droppings

از فضولات اجتناب کنید

collect droppings

جمع آوری فضولات

analyzing droppings

تجزیه و تحلیل فضولات

fresh droppings

فضولات تازه

old droppings

فضولات قدیمی

horse droppings

فضولات اسب

checking droppings

بررسی فضولات

جملات نمونه

the bird left droppings on my car windshield.

فضله پرنده روی شیشه ماشین من بود.

we cleaned up the dog droppings in the park.

ما فضله سگ را در پارک جمع کردیم.

analyzing animal droppings can reveal their diet.

تجزیه و تحلیل فضولات حیوانات می تواند رژیم غذایی آنها را نشان دهد.

the farmer noticed fresh cow droppings in the field.

کشاورز متوجه فضولات تازه گاو در مزرعه شد.

be careful not to step in any droppings.

مراقب باشید در هیچ فضله ای پا نگذارید.

the children were fascinated by the bird droppings.

کودکان مجذوب فضله پرندگان بودند.

we found bat droppings in the attic.

ما فضله خفاش را در زیر شیروانی پیدا کردیم.

the presence of droppings indicated an animal lived here.

حضور فضولات نشان می داد که حیواناتی در اینجا زندگی می کنند.

the guide warned us about monkey droppings on the trail.

راهنما ما را در مورد فضله میمون در مسیر راهنمایی کرد.

rabbit droppings are a common sight in the garden.

فضله خرگوش منظره رایجی در باغ است.

the researchers collected droppings for analysis.

محققان فضولات را برای تجزیه و تحلیل جمع آوری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید